خواجه نصير الدين الطوسي

15

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

لطيف‌تر است و باضافه با فلك كثيف است ، و هوا كه بالاى آب است باضافه با آب لطيف و باضافه با آتش كثيف ، و آب كه بالاى خاك است باضافه با خاك لطيف است و باضافه با هوا كثيف ، و خاك چون از فلك در نهايت بعد افتاد كلّ كثافت به او خاصّ گشت و فيض امر كه بر سبيل ابداع بعرش رسيد بتوسّط عرش بكرسى پيوست و از كرسى بفلك زحل متعلّق شد ، و همچنين بفلكهاى ديگر واحدا بعد واحد تا بفلك قمر ، و مطارح و شعاعات كواكب بقوّت آن فيض بتوسّط فلك قمر بر اركان افتاد و از آن سبب تحريك عناصر لازم آمد ، و از آن تحرّك انفعالاتى كه موجب اجتماع و اختراع عناصر بود لازم گشت ، و صورت هر يك از اين كثيفات بديگر روى شكسته شد و از طرف تضادّ يعنى افراط و تفريط روى باوسط كه اعتدال است نهادند و مولدى كه آن را شايستگى قبول صورت بود حاصل آمد و واهب الصور مواليد اين عالم را يعنى معادن و نبات و حيوان و انسان صورتى كه بهر يك لائق بود با لوازم خاصّ و لطائف اشكال و غرائب به نيت و عجائب خلقت بداد ، و آنها هر يك به قدر استعداد خود اثرى از آثار نفس كلّى و نورى از انوار عقل اوّل قبول كرده ، مثلا در معادن عقد و در نبات نموّ و در حيوان حسّ و حركت و در انسان نطق و تمييز ، و اجناس مواليد را اشخاص بود و اشخاص را انواع و هر يك بفعل ذاتى از يكديگر جدا ، و مواليد اوّل از انعقاد ابتدا كرد پس از نبات پس از حيوان پس از انسان ، و آخر مرتبهء نبات به اوّل مرتبهء حيوان و آخر مرتبهء حيوان به اوّل مرتبهء انسان و آخر مرتبهء انسان باوّل مرتبهء ملائكه ، و چون سلسلهء وجود را عادت اشياء