خواجه نصير الدين الطوسي
147
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
را پذيرم و آمرزش كه ميخواهد تا بيامرزم و بر وعدهها و بشارتها كه ميفرمايد دادن او لذكره السّلام يكى آن است كه و لأبنينّ بمصر منبرا و لأنقضنّ بدمشق حجرا حجرا ثمّ لأغزونّ بلد الدّيلم و لأبلونّ ما وراءها من الأمم ، و لأسهلنّ جبالها و لأقطعنّ أشجارها ، ثمّ لأغزونّ بلاد الهند و الصّين ، و ميگويد بمصر منبر برنهم و دمشق بستانم ، پس از آن بديلمان روم و كوهستانش را نرم بكنم پس و پيش دارها بزنم و آن امّتان را كه پس ايشان باشند يعنى مازندران و گيلان و موقان بهم برسم و بعد از آن بغزاى هندوستان و چين و روم بروم بعضى محبّان گفتند يا مولانا أخبرنا بأنك تحيا بعد الموت ، يعنى يا مولانا ما را خبر ميدهى به آنكه تو باز خواهى زيستن ، و ( اين همه ) خود مىكنى و يا كسى از ذرّيّه و اولادى اين مردى بكند ، و فرمود لذكره السّلام كه هيهات هيهات ذهبت فى غير مذهب [ 118 ] يفعله رجل من أولادى ، يعنى چون دورى تو از اين سرآمد ، به اين كه گفتى از راه بيفتادى ، يعنى [ دور تو آخر آمد ] اين مردى كه كند از فرزندان من ، و چون روزگار به آن رسيد دعوت قائم قيامت كه كمال همهء اديان و ملل است بسر شرائع در آيد و آنكه گفتهاند كه مثل شرائع پيغمبران چون ايّام روزه است و مثل دعوت حجّت قائم چون ايّام عرفه و مثل دعوت قائم على ذكره السّلام چون روز عيد ، تا همچنانكه روزه بعرفه بنهايت رسد و بتوسّط او بعيد پيوند و شرائع پيغمبران بدعوت حجّت قائم بنهايت رسيد و بتوسّط او در دعوت قائم مولانا على ذكره السّلام پيوست ، و معنىء اين كلمه كه پيغمبر در بشارت اقتراب قيامت گفته است ، من اميدوارم كه خداى تعالى مرا بيش از نيم روز در گور بنگذارد ، چون پرسيدند يا رسول اللّه اين نيم روز چند باشد ، فرمودند پنجصد سال است ،