خواجه نصير الدين الطوسي
110
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
ميان نفس اين ممرور و نفس كلّى روزنى گشاده مىشود و از مغائبات لوح محفوظ چيزى بانفس او مىتابد و از آن خبر ميدهد ، امّا اگر ممرور را برنجانيده باشند و بغايت كوفته و مانده نكرده باشند چيزهائى كه گويند چندان راست نباشد ، و حكما كه خواستهاند كه كسى را به آن رسانند كه از مغائبات ملكوت خبر دهد خشكى بر دماغ او غالب كردهاند و مرّهء سودا بر مزاج او مستولى گردانيده ، و او را سخت زده و بدوانيده و برنجانيده تا هر چه در آن حال ازو پرسيدهاند بگفته است راست برآمده ، و حال ممروران به حكم تصوّرى كه اين ضعيف را بر حسب ادراك خود فهم [ 87 ] افتاده اين است ، امّا اگر همه علماى عالم خواهند كه در مدّت عمر مثل تصوّر ممرورى كه چنين كلمهء معقولات به او داده است كنند نتوانند كرد ، و آن ادراكى كه آنها كنند امكان ندارد ، و الحكم للّه العلىّ العظيم امّا امامت ، چون درين حال كه ثبت اين تصوّرات كرده مىشود روزگار ستر و تقيّه است و حضرت جلّته تقيّه ميفرمايند و فرمان ايشان لذكرهم السّلام است كه التّقيّة دينى و دين آبائى ، بندگان دعوت هاديهء مهديه به حكم آنكه در آسمان و زمين و دنيا و آخرت حقّى بيرون از آنها ننهادهاند وها نتوانند نهاد او را محقّق دانند كه حقّ و بىاو كفر باشد و به او بهم شرك ، متابعت امر او لذكره السّلام كنند و بموجب تقيّهء حقيقى هر يك را به قدر عقل ضعيف خودها استاده باشند در دل ميدارند ، و بر زبان به نگويند و بر كاغذ ننويسند تا شرائط فرمان بر حسب ضعف حال و بيچارگىء خود بجا مىآورده باشند ، و از معرض خشم او لذكره السّلام اجتناب نمايند ، پس توان دانست كه اين ضعيفترين همه ضعيفان از تصوّرى كه به نظر رحمت