محمد اشرف علوى عاملى
776
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
گفتهاند كه امر عدمى است . سادس : اين است كه ما مسلّم نداريم كه حدوث صلاحيّت عليّت ندارد و بتحقيق كه ما بيان كرديم اين را كه صحّت در رؤيت امر عدمى است ، پس حدوث علّت آن رؤيت مثل صحّت مىتواند شد با وجود آن كه عدمى بودن حدوث مسلّم نيست ، از جهت آن كه عبارت است از وجود مسبوق به غير نه مسبوق به عدم . هفتم : اين است كه مسلّم نداريم كه علّت رؤيت وجود تنها است ، بلكه علّت / * الف / 171 / آن وجود به شرط امكان است يا به شرط حدوث كه در واجب نيست ، و شروط ممكن است كه عدمى باشند . هشتم : منع بودن وجود است مشترك از جهت آن كه وجود هر چيزى نفس حقيقت آن چيز است به مذهب شما كه اشعرى هستيد ، چنانچه علّامه - رحمه اللّه تعالى - در مناهج گفته : « قد بينا ان وجود كلّ ماهية نفس حقيقتها و هو مذهب الاشعرى ، فكيف يصحّ ان يقال لا مشترك الّا الوجود او الحدوث ؟ » « 1 » ليكن علّامه - رحمه اللّه - در شرح تجريد تصريح به اين نحو ننموده و بدون اين نحو مطلب تمام نمىشود . و بنا بر فرض اشتراك وجود گفته شده كه « 2 » اگر تسليم كنيم كه وجود ما بين ممكن مشترك است ، وجود واجب البتّه مخالف غيرش است از موجودات ، از جهت آن كه نفس حقيقت آن است و لازم نمىآيد از بودن ماهيّات علّت چيزى اين كه مخالف آن نيز علّت آن چيز باشد .
--> ( 1 ) . مناهج اليقين / 216 ( 2 ) . ن : + و