محمد اشرف علوى عاملى

770

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

مسألهء بيستم « 1 » در اين است كه خداى تعالى غير مرئى و به ديده ادراك نمىشود قال : : و الرؤية . « 2 » يعنى وجوب وجود نفى رؤيت واجب نيز نموده . « 3 » بدان اين را كه اكثر عقلا رفته‌اند به امتناع / * ب / 169 / رؤيت حق - تعالى - و مجسّمه تجويز نموده‌اند رؤيت او را از جهت آن كه اعتقاد اين است كه خدا جسم است و اگر به تجرّد خدا اعتقاد داشته باشند جايز نيست رؤيت نزد ايشان نيز . و اشاعره مخالفت نموده‌اند با عقلا تماما در اينجا ، و گفته‌اند كه خداى تعالى با تجرّدش صحيح است رؤيتش . و دليل بر امتناع رؤيت اين است كه وجوب وجود اقتضاى تجرّد مىكند و نفى مىكند جهت و حيّز داشتن خداى تعالى را ، پس منتفى مىشود از او رؤيت بالضّرورة ، از جهت آن كه مرئى البته در جهتى خواهد بود كه مشار اليه مىشود به اين نحو كه در اينجا است ، يا آن كه در مقابل است ، يا آنچه در حكم مقابل باشد و چون كه منتفيست متحيز بودن از خداى تعالى منتفيست از او رؤيت نيز . قال : : و سؤال موسى لقومه . « 4 » چون استدلال نمود مصنّف - رحمه اللّه تعالى - بر نفى رؤيت

--> ( 1 ) . [ الف - 228 ] ( 2 ) . كشف المراد / 286 . ( 3 ) . ن : نمود ( 4 ) . كشف المراد / 297