محمد اشرف علوى عاملى

769

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

وجود نفى اينها همه مىكند ، از جهت آن كه اگر اين امور واجبند بالذّات ، تعدّد واجب لازم مىآيد و اين باطل شده ؛ و اگر ممكن بالذّاتند و موجب اينها ذات واجب است ، لازم مىآيد كه واحد فاعل و قابل باشد و اين باطل است ؛ و اگر غير اين باشد لازم مىآيد افتقار واجب به غير . و اعتراض نموده كه ثابت شده امتناع امر واحد كه فاعل و قابل باشد . و علّامه - رحمه اللّه تعالى - گفته است ايضا به اين نحو كه جماعتى از معتزله اثبات كرده‌اند از براى خداى تعالى صفات زايده بر ذات را ، و اين مذاهب همه ضعيف است از جهت آن كه وجوب وجود اقتضاى نفى اين امور مىكند از جهت آن كه خداى - تعالى - محال است كه متّصف شود بر صفت زايدهء بر ذات خودش ، خواه آن كه بگردانيم آن را معنى يا حالّ يا صفت غير اين هر دو ، از جهت آن كه وجوب وجود اقتضاى استغنا از كلّ چيز مىكند ، پس محتاج نيست در بودن قادريّت به صفت قدرت و نه در بودن عالميّت به صفت علم و نه غير اين از معانى و احوال . و بتحقيق كه مقيّد شده در متن « صفات » به صفات زايده عينا ، يعنى در اعيان زايد باشند از ذات واجب الوجود ، يعنى مثل صفات ديگر واجب كه عين اويند و به اعتبار مغايرند نباشند ، بلكه حقيقه زايده باشند . و نفى احوال معلّله و غير معلّله در صدر كتاب مذكور شد .