محمد اشرف علوى عاملى
753
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
هرآينه معلول ذات او باشد نه معلول غير ، و الّا حاجت واجب الوجود لازم آيد به غير ، و چون معلول ذات باشد پس ذات مقدّم باشد بر وجود به حسب وجود ، چه تقدّم علّت بالوجود بر معلول محقّق است ؛ پس لازم آيد تقدّم وجود بر وجود . و اين وجود مقدّم اگر عين وجود متأخّر باشد دور لازم مىآيد ، و اگر غير آن باشد نقل كلام كنيم در آن وجود و تسلسل لازم آيد ، و معنى تسلسل و بيان بطلان آن و بطلان دور جميعا بيايد ان شاء اللّه تعالى . و معنى وجود واجب عين ذات بودن آن است كه نفس ذات واجب بذاتها منشأ انتزاع وجود واجب باشد ، چه دانستى كه وجود امرى است انتزاعى و لا بدّ است او را از منشأ انتزاع ، پس هر ماهيّتى كه منشأ انتزاع وجودش غير ذات او باشد گويند وجودش زايد است » « 1 » مثل ممكن . و بعد از آن در طىّ بيان خواص واجب ذكر نموده كه : « خاصيّت ديگر آن است كه وجوب وجود اگر چه در ذهن مفهوميست كلّى ، امّا در خارج متحقّق نتواند بود مگر در ضمن فرد واحد ، و مشترك نتواند بود ميان افراد متعدّده ؛ پس هيچ چيز شريك واجب الوجود نتواند بود نه در ذات و نه در صفت وجوب ، پس مفهوم واجب الوجود كه مفهوميست كلّى نه مفهوم جنسى تواند بود « 2 » و نه مفهوم « 3 » نوعى و نه عرض عامّ با آن كه هيچ مفهوم كلّى خالى از اين اقسام ثلاثه نتواند بود . و منافاتى نيست به سبب آن كه كلّيت مفهوم كلّى به اعتبار افراد مطلق
--> ( 1 ) . گوهر مراد / 198 - 199 ( 2 ) . م : - بود ( 3 ) . مصدر : ماهيت جنسى . . . ماهيت