محمد اشرف علوى عاملى

743

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

قال : : و ليست زائدة على الدّاعى ، و الّا لزم تسلسل أو تعدّد القدماء . « 1 » اختلاف نموده‌اند مردم در اين اراده . پس رفته‌اند اشعريّه به اثبات امر زايد بر ذات كه آن قديميست كه مسمّى به اراده است . و معتزله اختلاف نموده‌اند ، پس گفته است ابو الحسين كه اراده نفس داعى است ، يعنى داعى امر كه مىگويند اراده را مىخواهند و آن علم به اصلح است ؛ و اين است آنچه مصنّف اختيار نموده . و گفته است ابو على و ابو هاشم كه : ارادهء خداى - تعالى - حادث است و در محلّى نيست . و گفته‌اند كراميه كه : اراده خدا حادث است در ذات خدا . و دليلى كه بر اين مصنّف - رحمه اللّه - نقل نموده اين است كه ارادهء خدا اگر قديمى باشد به غير داعى تعدّد قدما لازم مىآيد و تالى باطل است ، پس مقدّم مثل آن است . و اگر اراده حادث باشد يا حادث در ذات خدا خواهد بود يا اين كه [ الف - 219 ] محلّى نخواهد داشت ، به هر تقدير لازم مىآيد تسلسل از جهت آن كه حدوث اراده در وقتى دون آخر مستلزم ثبوت ارادهء مخصّصه است « 2 » و همچنين الى غير النهاية مىرود و موقوف بر امور غير متناهى محال است وجودش ، پس بايد مرادى محقّق نشود . « 3 » و در حاشيهء خفرى واقع است « 4 » كه : « انّ الارادة التى هى أمر يرجّح

--> ( 1 ) . كشف المراد / 288 ( 2 ) . ن ، م : - است ( 3 ) . م ، الف : - و موقوف . . . نشود ( 4 ) . ن ، م : - است