محمد اشرف علوى عاملى

742

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

پس ابو الحسين مريد بودن را نفس داعى گرفته است بر اين معنى كه علم خداى - تعالى - در افعال متحقّق است بنا بر مصلحتى كه در آنها هست ، و آن داعيست به ايجاد و آن علم مخصّص است و اين است [ ب - 218 ] معنى مريد بودن . و نجّار گفته كه اين معنى سلبيست و آن بودن خداى - تعالى - است غير مغلوب و لا مستكره . و كعبى گفته است كه راجع است اين معنى به اين كه خداى - تعالى - عالم است « 1 » به افعال نفس خود و آنچه امر به عباد نموده از افعال غير خود ، پس نسبت به افعال خدا علم او اراده است و نسبت به افعال عباد امر خدا اراده او است . و رفته‌اند اشعريه و حنابله و جبائيان كه اين صفت زايده است بر علم . و مصنّف - رحمه اللّه - حجّت بر ثبوت اراده مطلقا به اين نحو نموده است كه خداى - تعالى - ايجاد بعضى ممكنات دون بعضى مىكند با تساوى نسبت ممكنات به قدرت ، پس ناچار است از مخصّصى به غير قدرتى كه شأنش ايجاد باشد و به غير علم تابع معلوم ، و اين مخصّص اراده است . و ايضا بعض ممكنات مخصّص شده‌اند به ايجاد در وقتى خاصّى دون ما قبل و ما بعد آن با تساوى ، / * الف / 165 / پس لا بدّ است از مرجّح غير علم و قدرت و آن اراده است .

--> ( 1 ) . م : - عالم است