محمد اشرف علوى عاملى
736
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
كه فاعل است اشدّ است از حصول مقبول نسبت به قابل ، با وجود آن كه ثانى كه قابل است در ادراك ذات خود مستدعى حصول صورتى مغاير ذات مقبول نيست ، و اقتضاى صورتى به غير ذات كه حاصل است نمىكند . و بتحقيق كه ما هرگاه تعقّل ذوات خود بكنيم محتاج نيستيم به صورت مغاير ذات خود ، بعد از آن هرگاه ادراك كنيم چيزى را به صورتى كه حاصل [ ب - 216 ] شود در اذهان ما ، پس بدرستى كه ما ادراك مىكنيم آن صورت حاصله در ذهن را به ذات آن صورت نه به اعتبار صورت ديگر ، و الّا لازم مىآيد تضاعف صور با وجود آن كه اين صورت حاصل است از براى ذوات به مشاركت عقول ، نه بانفرادها . پس معلوم مىشود كه حصول علم واجب به موجودات كه معلول اويند به ذات واجب است بانفراده به طريق اولى ؛ چون مشاركت عقول نيست بدون افتقار به صورتى از براى ذات واجب سابقا ، و چون كه ذات واجب علّت موجودات عالم است پس باعث علم مىشود ، و علم واجب نيز به ذات خود علّت علم به آثار است ، پس حاصل كدام اين شد كه ذاتش كه علّت اشياست سبب علم به اشياء مىشود و علم به ذات خودش نيز سبب علم به معلولات مىشود ، پس دو علّت متغايره از جهت حصول علم به اشيا جهت ذات « 1 » واجب هست هر چند متّحدند بالذّات يعنى ذات واجب عين
--> ( 1 ) . م : ذوات