محمد اشرف علوى عاملى

729

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

شريرا » - اللّهمّ - مگر اين كه مراد از خيّر كسى باشد كه غالب باشد خيرش بر شرش و از شرير بر عكس آن ، چنانچه ظاهر لغت دلالت بر آن دارد ؛ پس در يك جا جمع نمىشوند . ليكن اين لازم نيست از آنچه مذكور شد و از اخبار او در اين كلام چنانچه گفته : « لكنّه غير لازم » مفادش از عبارت حاج محمود كه بعد از عبارت ملّا على سابقا مذكور شد ظاهر و مبيّن مىگردد كه كدام است غير لازم . مسألهء ثانيه در اين است كه خداى تعالى عالم است قال : : و الاحكام و التجرّد و استناد كلّ شىء اليه دلايل العلم . « 1 » چون فارغ شد مصنّف - رحمه اللّه - از بيان آن كه خداى - تعالى - قادر است و كيفيّت قدرت او بيان شد ، شروع نمود در بحث بودن خداى - تعالى - عالم و كيفيّت علم او ، پس استدلال نموده بر بودن خداى تعالى عالم به سه وجه ، [ الف - 214 ] اوّل وجوه وجه متكلّمين است و دو وجه ديگر از حكما است . وجه اوّل اين است كه خداى - تعالى - كرده است افعال محكمه متقنه را از روى حكمت و مصلحت كه متقن و محكم نموده - كه « احكام » متن را از باب افعال اعتبار كرده‌اند - و هر كس چنين كند پس او عالم است به آنها . امّا مقدّمه اولى كه از روى حكمت كرده افعال را پس محسوس است ، از جهت آن كه عالم كه خلق شده يا فلكيست يا

--> ( 1 ) . كشف المراد / 284