محمد اشرف علوى عاملى
730
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
عنصرى و آثار حكمت در هر دو ظاهر و اظهر من الشّمس است نزد حسّ . و امّا مقدّمهء ثانيه كه عالم است ظاهر است بالضّروره ، جهت آن كه غير عالم اين نحو امور كه به اين حكمت و مصلحت باشد مكرر مرّة بعد اخرى از او متمشّى نمىشود . و وجه دويم در عالميّت خداى - تعالى - آن است كه خداى - تعالى - مجرّد است ، و هر مجرّدى فى نفسه عالم است به ذات خود و به غير خود . امّا صغرى كه مجرّد بودن اوست من بعد كه نفى جسم و جسمانى بودن او مىشود ظاهر مىگردد . و امّا كبرى كه هر مجرّدى عالم است از جهت آن كه هر مجرّدى پس ذات او حاصل است بالذّات از براى ذاتش نه به سبب غير كه مثل صورتى از معلوم جهت او باشد نيست ، و هر مجرّدى كه حاصل شود از براى او مجرّد پس عاقل آن مجرّد خواهد بود ، از جهت آن كه ما نمىخواهيم از تعقل مگر حصول را . پس در اين صورت هر مجرّدى عاقل ذات خود است ، چنانچه مصنّف - رحمه اللّه - در مباحث كيفيّات نفسانيه ذكر اين نموده . و امّا اين كه هر مجرّد بالذّاتى عالم به غير است از جهت آن است كه هر مجرّدى « 1 » ممكن است كه معقول و مصوّر شود تنها و هر چه ممكن است كه مصوّر شود تنها ، ممكن است كه معقول و مصوّر شود با غير ، و هر مجرّدى كه معقول با غير مىتواند تصوّر شد پس عاقل او عاقل آن [ ب - 214 ] غير هم هست البته . / * ب / 162 / امّا ثبوت
--> ( 1 ) . ن : مجرد