محمد اشرف علوى عاملى

723

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

مقدور نمىباشد ، پس چون قدرت به عدم دارد ؟ و جواب گفته‌اند كه : قادر كسيست كه صحيح باشد از او اين كه بكند و اين كه نكند ، و نكردن و ترك آن كردن غير فعل ترك و كردن ترك است . علّامه - رحمه اللّه - ايراد نموده كه اين جواب / * الف / 161 / از سؤاليست كه تقرير آن اين است كه : قادر را فعلش متعلّق نيست به عدم و به وجود ؛ امّا مقدّمهء اولى : از جهت آن كه فعل مستدعى وجود است و امتياز ، و اين هر دو ممتنع است در معدوم ، از جهت آن كه چيزى كه نباشد و ممتاز نباشد چه تواند متعلّق به آن شد ، چنانچه طالب مجهول مطلق بودن محال است ، و به هيچ چه توان كرد ؟ و امّا مقدّمهء ثانيه : از جهت آن كه شما گفتيد كه قادر كسيست كه ممكن است او را فعل و ممكن است ترك ، و هرگاه منتفى باشد امكان ترك ، منتفيست امكان فعل ؛ از جهت آن كه فعل و ترك تخلّف از هم و واسطه ندارند ، و فعل جايى متحقّق مىشود كه ترك آن از ممكن شده باشد ، يعنى از جمله ممكنات باشد ترك آن . پس در وقت انتفاء امكان ترك امكان فعل نيز منتفى است ، و ايضا قادر كسيست كه فعل و ترك هر دو را او قادر باشد ، و به انتفاء يك جزء مجموع منتفى مىشود . و جواب گفته مصنّف - رحمه اللّه - كه قادر كسيست كه ممكن باشد كه بكند و ممكن باشد كه نكند ، و نكردن عبارت از فعل ضدّ نيست كه كردن [ الف - 212 ] نكردن باشد ، بلكه ترك كردن است .