محمد اشرف علوى عاملى

مقدمه 68

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

مبادى تصورى علم مىباشد و نبايد در علم اثبات گردد ، از اين رو موضوع‌هايى كه در آن ذات خداوند اتخاذ گرديده ، غير صحيح مىباشد ، چه در علم كلام متداول ذات خداوند مورد اثبات قرار مىگيرد . و اما اگر موضوع علم كلام موجود بما هو موجود - همچون فلسفه - باشد ، نوع مباحث امور عامه همچون بحث جوهر و عرض يا ماهيت وجود قيد « بر طبق قانون اسلام » را پذيرا نيست و از اين رو پاره‌اى از مصاديق اين موضوع خروج تخصّصى از تعريف مىيابد كه اين مغاير طرح ارائهء موضوع در علم است ، افزون بر اين كه قيد « اسلام » در ارائهء موضوع فقط گوياى كلام اسلامى است نه كلام به طور اعمّ . و اما بيان ايجى و ابن خلدون در ارائهء موضوع - معلوم متعلّق اثبات عقايد دينى و عقايد ايمانى - گرچه در به دو نظر عارى از اشكال‌هاى فوق است ولى از آن حيث كه موضوع علم از مبادى تصورى علم است ، ارائهء آن به عنوان موضوع گوياى صريح مسائل و عوارض ذاتى آن نمىباشد . بنابراين چنين به نظر مىرسد كه مسأله نيازمند به طرح جديدى است كه توجه به دو نكته زير راهگشاى ما به اصل مطلب است : نكته اول : اساسى ترين اشكالى كه دربارهء علم كلام و تحصيل موضوع و تعريف آن به نظر مىآيد ، تعريف علم كلام بر طبق كلام متداول و موجود است حال آن كه اگر نظام بحث به آنچه كه علم كلام بايد باشد ، معطوف گردد ، مسأله داراى مشكل فوق نيست ، به عبارت ديگر در كلام متداول سلسله مباحثى به چشم مىخورد كه با اساسى تدوينى يك علم منافات دارد ، و تحليل آن در گرو علم ديگر است ، مثلا بحث اثبات واجب و حتى صفات ذاتيهء او ، « 1 » اگر چه در علم كلام به چشم مىخورد ولى جايگاه آن در فلسفه

--> ( 1 ) . اين بحث را در مبادى علم كلام پى مىگيريم . جهت تفصيل صفات بنگريد : التحصيل /