محمد اشرف علوى عاملى

مقدمه 69

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

است از همين رو صدر المتألهين گويد : « انّ المراد انّ اثبات الاله بحسب وجوده ليس مطلوبا فى غير هذا العلم » « 1 » نكته دوم : بر طبق اشارهء حكيم طوسى - كه پيش از اين گذشت - موضوع علم يا مفرد است يا غير مفرد ، و اگر غير مفرد باشد بايد به يك واسطه‌اى گرد هم آيد ؛ اين گفتار كه كلام صحيحى است در پارهء از منابع متأخّر به اشتباه تفسير نادرستى از آن شده است ، بدين معنا كه علم كلام موضوع نمىخواهد يا ندارد كه اين گفتار مغاير اصل تدوين علم بر مبناى منطق ارسطويى است . « 2 » لذا با نظر به بيان خواجه شايد بتوان گفت موضوع كلام : « موجود بما هو موجود و اعتبارات متعلق به آن از حيث استناد به مبدأ فاعلى « 3 » است » . يعنى كليه مباحثى كه به نحوى با مبدأ فاعلى و به تعبير ديگر با خداوند در ارتباط است ، از حوزهء علم كلام مىباشد . از اين رو فلسفه در اثبات موضوع علم كلام به يارى آن آمده و موضوع آن را اثبات نموده و با ارائهء مبادى اولى ، تحليل و اثبات آنها ، مسائل آن را برهانى مىسازد . از همين رو نسبت فلسفه و كلام نسبت مطلق و مقيد از جهت موضوع مىباشد .

--> - 569 - 581 ( 1 ) . تعليقة الهيات الشفاء / 5 ( 2 ) . بهمنيار در التحصيل / 215 گويد : « [ موضوع العلم ] قد يكون غير مفرد . . . و اما ان يشترك فى غاية واحدة . . . أو مشترك فى مبدأ واحد مثل موضوعات علم الكلام فى انها تشترك فى نسبتها الى مبدأ واحد اما طاعة الشريعة أو كونها الهية » . ( 3 ) . قيد مبدأ فاعلى به خلاف خداوند دربردارنده كلام‌هاى غير الهى همچون بودايى ، كنفسيوس و غيره است .