محمد اشرف علوى عاملى
مقدمه 61
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
2 - تمايز به اغراض « 1 » ( آخوند خراسانى ) . 3 - تمايز به جامع محمولات « 2 » ( آية اللّه بروجردى ) . 4 - تمايز به مسائل هم سنخ « 3 » ( امام خمينى ) . 5 - به تفصيل بين علوم فائدهدار - كه به غرض خارجى است - و علوم
--> ( 1 ) . در ديدگاه اين اصوليان چون علت غائى در اعتبار مقدّم بر علت فاعلى است سرّ تمايز موضوعها به واسطهء تفاوت غايتهاى آنها ، يعنى غرضهاى آنها در مرحلهء تدوين مىباشد . حال با قبول اين رأى ما به دو امر ملزم گشتهايم ، يكى قبول غرض واحد در هر علم - كه بعضى به غلط با قاعدهء الواحد كه در امور كونى جارى است در صدد اثبات آن برآمدهاند - و ديگرى عدم امتياز دو علم مگر با دريافت غرض از آنها در مرحلهء تدوين و يا عدم تمايز دو علم تا حصول غرض از آن . ( 2 ) . در نظر ايشان چون در فلسفه تمام محمولهاى مسائل موجود است ، و در حمل دو شىء اعتبار عروض منطقى از هر دو طرف جايز و سرّ حمل در معرفه بودن موضوع است مىتوان تمايز دو علم را به جامع محمولات مسائل انتساب داد . توضيح آن كه مثلا در فلسفه مسائلى از قبيل « الجسم موجود » « الجوهر موجود » ، « العرض موجود » « الواجب موجود » و غيره وجود دارد كه تمام محمولها موجود است و از طرفى در عروض منطقى همچون « الفاعل مرفوع » هم مىتوان مرفوع را بر فاعل حمل نمود و هم فاعل را ، و سرّ اين توالى در شناختهتر بودن معنى فاعل در اين جمله است . لذا از جامع تمام اين محمولها كه مثلا وجود بود ، أولا موضوع علم تعيين مىگردد و ثانيا تمايز آن با ساير علوم معلوم مىگردد . اين گفتار دقيق از جهات گوناگونى قابل نقض و ردّ است ، مثل آن كه در عرفان تمام موضوعها اللّه است و مسائل مختلف ، و يا در نحو جامع موضوع مسائل مثل فاعل ، مفعول ، مضاف و غيره كه كلمه است موضوع مىباشد نه محمول مسائل . و از طرفى نيز در خود مسائل فلسفه حدّ جامع موضوع مسائل در واقع موضوع است نه حدّ جامع محمولها و ترجيحى در اين ادّعا نيست ؛ وانگهى سرّ تمايز علوم در الحاق مسائل مشكوك به يك علم است و با اعتبار جامع نوعى در جامع محمول مسائل مشكلى حلّ نمىگردد و مآلا مسأله به دور مىانجامد . ( 3 ) . بنياد اين رأى بر عدم نياز علم به موضوع نهاده شده كه با بهرهورى از تسانخ ذاتى بين مسائل قادر به تمايز علوم مختلف خواهيم بود ؛ حال با نقض بنياد آن و يا تحليل نفس سنخيت ، قبول اين رأى دشوار مىنمايد ، زيرا سنخيت مطرحشدهء در مسائل يا به موضوع ، يا به محمول و يا به عرض است كه سرانجام آن يكى از نظريههاى قبل خواهد بود .