محمد اشرف علوى عاملى
19
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
تحقّقش « 1 » با هر « 2 » آنچه غير وجود است نيست ، و اين مستلزم دور است ، به سبب لزوم علم به وجود . و مستلزم احاطه به امور غير متناهيه است به سبب علم به جميع موجودات و مقدورات الهى . پس مستفاد شد كه تعريف به رسم نيز صحيح نيست ، و در اين صورت لا بدّ بايد وجود بديهى باشد . پس امام فخر استدلال نموده بر بداهت وجود به اين دو دليل كه : اگر بديهى نباشد وجود ، موجب اين مفاسد مىشود . و مصنّف - رحمه اللّه تعالى - گفته كه جميع اين دو دليل باطل است ، كه « باطل » خبر و « الاستدلال » متن باشد ، يعنى استدلال نمودن بر بداهت وجود به سبب « توقّف تصديق » قضيه بر تصوّر طرفين « 3 » الى آخره و اين مفاسد مذكوره كه امام فخر نقل نموده « 4 » باطل است . و ضمير « عليه » در متن راجع به بداهت وجود است ، كه « اذ لا شىء أعرف من الوجود » كه در متن سابق گذشت مستفاد « 5 » است . [ ب - 4 ] و « او بتوقّف الشىء » ، عطف بر « بتوقّف » اول است . و حاصل كلام مصنّف اين مىشود كه استدلال امام فخر بر بداهت وجود به سبب توقّف تصديق به تنافى قضيّه مذكوره كه شىء يا موجود است يا معدوم است ، « 6 » بر بداهت طرفين آن ، يا استدلال در اين مطلب به لزوم اين مفاسد ثلاثه كه تقدّم و توقّف شىء بر نفس - يعنى وجود بر
--> ( 1 ) . ن ، الف : - تحققش ( 2 ) . ن ، الف : امر ( 3 ) . ن : - قضيه مر تصور طرفين ( 4 ) . ن : - كه امام فخر نقل نموده ( 5 ) . م ، الف : + شده ( 6 ) . ن : - كه شىء يا موجود . . . است