محمد اشرف علوى عاملى

20

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

وجود « 1 » - يا عدم تركّب وجود با وجود . فرض تركّبش يا ابطال تعريف به رسم است « 2 » باطل است . بيان بطلان اين دو دليل كه ثانى آن « 3 » متضمّن اين سه مفاسد بود ، اين است كه موقوف عليه تصديق بديهى را بديهى بودن ، يا اولى بودن در بداهت لازم نيست ، جهت آن كه ثابت شده در منطق كه جايز است كه اصل تصديق بديهى باشد و موقوف عليه آن از تصوّر اطراف بديهى نباشد و كسبى باشد . و اگر قبول كنيم لزوم بداهت اطراف را جايز است كه تصوّر بوجه‌مّاى آن اطراف بديهى باشد ، نه به حسب حقيقت اطراف « 4 » و نه از جميع وجوه ، پس تصوّر مفردات ناقص خواهد بود ، و معلوم اعتبارى غير كامل از اعتبارات ديگر « 5 » خواهد بود . و اين قدر كافيست در / * الف / 4 / بداهت تصديقات ، و اين معنى مستلزم بداهت حقيقت وجود از جميع جهات نمىشود . پس تصوّر وجود بوجه‌مّا بديهى نخواهد بود ، و نزاع در اين نيست ؛ جهت آن كه مراد تعريف به حدّ است كه حصول كمال تصوّر است . اما بيان بطلان وجه ثانى كه سه مفسده داشت به اين نحو است كه آنچه مذكور شد در نفى تركّب وجود در هر ماهيّت مركبه نيز جاريست كه مادّه نقص است « 6 » به جهت آن كه جايز است كه كسى بگويد كه اين ماهيّت مركّبه اجزايش اگر عين آن ماهيّت است تقدّم

--> ( 1 ) . ن ، الف : - يعنى وجود بر وجود ( 2 ) . ن : - است ( 3 ) . مخ : + مبنى بر تعريف وجودى ( 4 ) . ن ، الف : - اطراف ( 5 ) . الف : - ديگر ( 6 ) . ن ، الف : - كه ماده نقص است