العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

91

شرح كشف المراد ( فارسى )

براى مجرد ممكن به امكان عام باشد بالضرورة برايش ثابت است چون او فعليت محضه است و نه استعداد و قوّه و لذا فكل مجرد فهو عاقل بالفعل لكلّ مجرّد كما انّ كل مجرّد فهو معقول بالفعل و عقل بالفعل . دليل اول فلاسفه : فلاسفه مىگويند : علم به علت مستلزم علم به معلول است . جناب علّامه حلى در كشف المراد ، فصل پنجم از فصول مقصد دوم كيفيات ، در مسأله هفدهم ، ص 232 مىفرمايد : علم به علت ، به سه اعتبار ملاحظه مىگردد . 1 . علم به ماهيت علت من حيث هى ذات من الذوات و حقيقة من الحقائق و لا غير . اين قسم از علم به علت مستلزم علم به معلول نيست نه به نحو علم تام و نه علم ناقص و اصولا در اين قسم عليت مدنظر نيست . 2 . علم به علت از آن حيث كه مستلزم يك ذات ديگرى است . اين علم ، علم ناقص است به خود علت و مستلزم علم ناقص و اجمالى به معلول است ؛ يعنى صرفا معلول را بما انّه لازم للعلّة مىشناسيم ، نه معلول را من حيث الذات . 3 . علم به ذات و ماهيت علت و نيز علم به لوازم و ملزومات آن و علم به عوارض و معروضات آن و علم به آنچه براى اين علت است در مرحلهء ذات علت و علم به آنچه براى علت است نسبت به غير خودش و خلاصه علم به علت با جميع شئون آن و اين علم ، علم تام و كامل به علت است و مستلزم علم تام به معلول است ؛ زيرا حقيقت معلول لازمهء حقيقت علت است و ما هم فرض كرديم كه علم داريم به علت با همهء لوازم آن پس علم به معلول هم هست . قانونى كه در آغاز مقدمه ذكر شد كه علم به علت مستلزم علم به معلول است اين قسم منظور است و بلكه بالاتر از استلزام عينيت در كار است . در نتيجه استدلال اين است : مرحله اول : همه موجودات غير از ذات حق تعالى ممكن الوجودند ( صغرى ) ، و هر ممكن الوجودى مستند به واجب الوجود است يا ابتداء و بلاواسطه نظير صادر نخستين و يا مع الواسطه او الوسائط نظير علل و معاليلى كه در نظام سببى و مسببى عالم وجود دارند ( كبرى ) ، پس همهء موجودات معلول خداوند هستند مستقيم يا غير