العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
92
شرح كشف المراد ( فارسى )
مستقيم ( نتيجه ) . مرحلهء دوم : خداوند عالم به ذات خويش و صفات و افعال خويش است با همهء لوازم آن ( صغرى ) ، و علم به علت يعنى ذات خداوند مستلزم علم به معلول هم هست ( كبرى ) ، پس خداوند عالم به موجودات ديگر و ما سوى اللّه است ( نتيجه ) . اثبات صغراى مرحلهء اول در آينده خواهد آمد ، و اثبات كبراى آن از مباحث گذشته دانسته مىشود . اثبات صغراى مرحله دوم در دليل اول فلاسفه بيان شد و اثبات كبراى اين مرحله هم در مقدمه همين دليل آمد ؛ پس نتيجه مىگيريم كه خدا هم عالم به ذات خويش و هم به ذوات ديگر است . علم خدا نامتناهى است قوله : و الا خير عام : مبحث دوم در باب علم خداوند دربارهء حدود علم الهى است . قبل از ورود به بحث ، مقدمهاى را ذكر كرده و در آن اقوال در باب علم را بيان مىكنيم . دربارهء علم حق ، دوازده نظريه مطرح است كه فهرستوار عبارتاند از : 1 . گروهى از فلاسفه بسيار قديم مىگفتند خداوند به ذات خويش عالم نيست . 2 . گروه ديگر از فلاسفه قديم مىگفتند : خدا علم به ذات دارد ولى در ازل علم به معلومات و مخلوقات نداشت و بعدها علم پيدا كرد . 3 . گروه ديگر مىگويند : خداوند هم علم به ذات دارد و هم علم به مخلوقات ، ولى علم خدا از ذات او جداست و عين ذات نيست و خود اين گروه چند شعبه مىشوند . عدهاى از آنها معتزله هستند كه طرفدار ثابتات ازليّه هستند و مىگويند : علم خدا به اين ثابتات است . 4 . عدهء ديگر همانند صوفيه طرفدار اعيان ثابت هستند . 5 . بعضى همانند افلاطون و پيروان وى طرفدار مثل نوريه بوده و علم خدا را در ازل به همان مثل نوريه مىدانند . 6 . بعضى همانند شيخ اشراق مىگويند : علم خدا به مخلوقات علم حضورى خارجى است و جهان محضر خداوند است و نفس وجود خارجى موجودات معلوم