العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

83

شرح كشف المراد ( فارسى )

دوم . افعال اختيارىاى كه ما انجام مىدهيم مشتمل بر يك سلسله ركات و سكنات است و اين دو از عوارض جسم‌اند و حيث اين كه خداوند جسم نيست ، پس قدرت بر امثال اين افعال هم ندارد . جواب : هر دو تفسير قابل جواب است . در جواب تفسير اول مىگوييم كه عنوان طاعت و معصيت بودن مثل عنوان ضرب ، قتل و . . . يك وصف و عنوان اعتبارى است كه ما روى يك ماهيت و ذات مىگذاريم و اين اوصاف موجب اختلاف ذات و ماهيت عمل نمىگردد ، پس بايد خود آن ذات را حساب كرد . آن‌گاه مىگوييم : اگر ذات العمل ممتنع بود ، پس نبايد از انسان هم سر بزند و حيث اين كه انسان انجام مىدهد پس ممكن است و هر ممكنى مع الواسطه يا بلا واسطه مقدور حق است . در جواب تفسير دوم نيز مىگوييم : درست است كه حركت و سكون از عوارض جسم‌اند و خدا جسم نيست تا متحرك يا ساكن باشد ، ولى خداوند قدرت بر ايجاد حركت و سكون كه دارد ؛ پس اين نيز مقدور حق است . 7 . آقايان جبّائيان يعنى ابو على جبائى و ابو هاشم جبائى گفته‌اند : خداوند بر عين افعال ما انسان‌ها قادر نيست و ما در كارهايمان علت تامه و فاعل مستقل هستيم و خدا در آن دخالتى و تأثيرى ندارد ؛ به دليل اين كه اگر همين عمل بعينه مقدور خدا هم باشد در صورتى كه هم خدا و هم ما اراده كنيم فعل را موجود مىشود ، و اگر هر دو اراده كنيم ترك را معدوم مىشود ولى اگر اتفاقا خدا ايجاد آن را اراده كند و ما عدم آن را اراده كنيم لازم مىآيد كه وجود و عدم آن شىء در آن واحد جمع شوند و اين تناقض است و هو باطل . پس بايد گفت در عين فعال ما ذات حق تأثيرى ندارد . جواب ما : اولا تعبير شما غلط است كه مىگوييد : ما عدم را اراده مىكنيم و خدا وجود را يا بالعكس ، به جهت اين كه در جانب عدم ارادهء ترك نيست ، بلكه ترك الاراده است يعنى ما وجود را اراده نكرده‌ايم و خدا اراده كرده ، آن‌گاه چون ما اراده نداريم پس مؤثر هم نيستيم ، ولى خدا اراده كرده و تأثير در وجود مىگذارد . پس هيچ‌گاه وجود و عدم يك جا جمع نمىشوند . ثانيا بر فرض كه با مسامحه در هر دو طرف اراده باشد مىگوييم : باز هم هركدام اراده‌اش قوىتر باشد تأثير مىگذارد و