العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

78

شرح كشف المراد ( فارسى )

فاعل موجب است . ما در آن بحث قول اول را اختيار كرديم و بر آن اقامهء برهان هم كرده ، سپس شبهات قول ثانى را كاملا جواب داديم . اما بحث دوم دربارهء عموميت قدرت حق است . سؤال اين است كه آيا قدرت حق محدود و متناهى است و پايان‌پذير است و به بعضى اشيا تعلق مىگيرد نه همهء آنها ، يا اين كه قدرت خدا نامتناهى بوده و به تمام ممكنات بدون استثنا تعلق مىگيرد ؟ در جواب بايد گفت در اين رابطه هشت نظريه مطرح است : 1 . اشاعره مىگويند : خداوند بر هر چيزى قادر است و چتر قدرت الهى بر سر جميع ممكنات و ما سوى اللّه سايه افكن است و ان اللّه على كل شىء قدير ، منتهى آنها مىگويند : هرآنچه هم كه مقدور خداوند بوده آفريده است و اگر چيزى را نيافريده چون مقدور او نبوده است . جواب ما : بخش اول كلام شما صحيح است ، ولى در قسمت دوم خطا كرده‌ايد . ما معتقديم كه قدرت حق به مخلوقات محدود نمىشود و برهانى كه خواهيم آورد اين معنا را تثبيت مىكند ، منتهى فلسفه اين كه مازاد بر اين موجودات و ارض و سماوات را نيافريده ، آن است كه نظام عالم نظام احسن و اكمل النظام است و چون ذات حق روى حكمت آفرينش دارد ، زايد بر آن نيافريده و اگر مىآفريد نقص بود ؛ زيرا الزيادة على الكمال نقصان . مثلا آفرينش انسان با هزار پا و هزار دست و ده هزار انگشت و 50 چشم مقدور است ، ولى اين كه جمال و زيبايى حق را نمىرساند ، اين كه فتبارك اللّه الحسن الخالقين ندارد ، و گرنه بايد در آفرينش هزارپا اين سخن را مىگفت . زيبايى انسان به همين خصوصياتى است كه دارد ؛ يا مثلا خوردن نصف نان سنگك با دو عدد كباب كمال است ، ولى خوردن صد نان با هزار كباب كه كمال نيست ، بلكه نقص بوده و بلكه نابودكننده است پس تنها نبايد به قدرت چشم بدوزيم بلكه بايد به حكمت الهى هم نظر بيافكنيم و قضاوت كنيم . قصه : نقل شده است كه در دوران رژيم پهلوى در شهر تهران شخصى معروف به شعبان بىمخ بوده است . وى برادرزاده‌اى داشت كه دانش‌آموز بود و مدرسه مىرفت . معلم از ترس شعبان به اين محصل نمرهء 20 داده بود . هنگامى كه شعبان خبردار شد ،