العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
79
شرح كشف المراد ( فارسى )
آمد به معلم گفت : چرا كم نمره دادهاى ؟ معلم گفت : من به او نمرهء 20 دادهام . بىمخ گفت : نادان ، نمرهء 20 كم است ؛ بايد 40 مىدادى ! ! آرى ، بىمخ نمىداند كه در نظام نمرات ، نمرهء 20 كاملترين نمره است و مازاد بر آن نقص است . 2 . براساس حركت جوهرى هر لحظه خداوند جهانآفرين است و يك عالم وجود نيست ، بلكه ميلياردها جهان است كه لحظهبهلحظه به وجود مىآيند . پس وجهى براى محدود كردن قدرت الهى به همين موجودات نيست . فلاسفهء مشاء مىگويند : خداوند ذات واحده است و علت واحد فقط مىتواند معلول واحد داشته باشد و خداوند تنها بر يك معلول قادر است كه به اصطلاح مشائين عقل اول نام دارد ( مشائين قائل به عقول عشره و افلاك تسعه هستند ؛ يعنى مىگويند : از واجب الوجود عقل اول صادر شد و چون عقل اول داراى دو جهت و مركب از وجود و ماهيت بود ، از جهت وجودش عقل دوم و از جهت ماهيتش فلك اول آفريده شد و هكذا تا مىرسد به عقل نهم كه از جهت وجودش عقل دهم و از جهت ماهيتش فلك نهم يعنى كرهء قمر آفريده شد سپس عقل دهم كه همان عقل فعال باشد علت ايجاد موجودات ارضيه است ) . اين سخن فلاسفه مبتنى بر قانون الواحد است . آنها مىگويند : الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد و الواحد لا يصدر الّا عن الواحد ؛ يعنى از علت واحده تنها معلول واحد صادر مىشود ، چنانكه معلول واحد هم تنها از علت واحده صادر مىشود روى اين اصل مىگويند : خداوند علت واحدة است و معلول واحدى دارد كه همان عقل اول باشد و ساير افلاك و عقول و موجودات ارضيه معلول خدا نيستند ، بلكه معلول معلول او هستند . جواب ما : به سخن فلاسفه جوابهاى متعددى مىتوان داد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم : الف . قانون الواحد در مورد فاعلهاى طبيعى و موجب صادق است ، مثلا از نار تنها حرارت صادر مىشود و لا غير ولى در مورد فاعلهاى مختار اين قانون صحيح نيست ؛ زيرا به وضوح مشاهده مىكنيم كه انسان واحد افعال متنوع و كثيرهاى انجام مىدهد از قبيل اكل و شرب و خياطت و كتابت و . . . و چون خداوند فاعل مختار است ،