العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

73

شرح كشف المراد ( فارسى )

خدا باشد نه خود خداوند . بنابراين ، از فاعل مختار بودن مؤثر عالم لازم نمىآيد كه خداوند هم فاعل مختار باشد ؛ و اذا جاء الاحتمال بطل استدلال . جواب ما : لازمه اين كلام آن است كه ميان واجب الوجود لذاته و عالم آفرينش واسطه‌اى در كار باشد و آن همين موجود مختارى است كه شما فرض كرديد و احتمال داديد و به نظر ما وجود واسطه غير معقول است ؛ زيرا وقتى متكلمين مىگويند عالم حادث است منظورشان از عالم جميع ما سوى اللّه است . آن‌گاه هر چيزى را كه شما فرض كنيد غير از اللّه تعالى داخل در عالم خواهد بود و حكم عالم را دارد و تنها حقيقت خارج از عالم ذات حق است ؛ پس مؤثر ديگرى غير از ذات حق نيست كه واسطه باشد آن‌گاه وقتى ثابت شد كه مؤثر در عالم فاعل مختار است خود به خود ثابت مىشود كه خداوند فاعل مختار است . جناب فاضل قوشچى به اين جواب اعتراض كرده و مىگويد : اقول لم يثبت فيما سبق ان جميع ما سوى اللّه حادث ، بل انما ثبت حدوث الاجسام و عوارضها و لما لم يثبت عند المصنف وجود المجردات اطلق القول بحدوث العالم ، لكن كما لم يثبت عنده وجود المجردات لم يثبت عنده عدمها ايضا كما قال فى صدر الفصل الرابع في الجواهر المجردة . اما العقل فلم يثبت دليل على امتناعه و ادلّة وجوده مدخولة ، فللمعترض ان يقول لم لا يجوز ان يوجد الواجب تعالى بطريق الايجاب جوهرا مجردا ليس بجسم و لا جسمانى قديما قادرا يكون هو الذى اوجد العالم الجسمانى بالقدرة و الاختيار ؟ « 1 » ولى جواب اين اشكال هم آن است كه بر فرض چنين واسطهء مختارى در كار باشد ، مىگوييم : چنان‌كه خود او معلول حق است كمال وجودى او هم معلول خداست ، پس قدرت و اختيار او هم آفريده خداست و محال است كه فاقد كمال معطى كمال باشد . ذات نايافته از هستى بخش * كى تواند كه شود هستى بخش خشك ابرى كه بود ز آب تهى * نايد از وى صفت آب‌دهى

--> ( 1 ) . شرح تجريد الاعتقاد ، ص 310 .