العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
72
شرح كشف المراد ( فارسى )
انفكاك فعل از فاعل در آنجا محال است ؛ پس اگر مؤثر در عالم فاعل موجب باشد ، يا بايد فعل و فاعل هر دو قديم باشند و يا هر دو حادث و امكان ندارد كه فاعل قديم و فعل حادث باشد . ابطال لازم : اما اين كه مؤثر در عالم حادث باشد مستلزم تسلسل است ؛ چون خود او هم محتاج به مؤثر ديگرى است و اگر مؤثر ديگر هم حادث باشد ، تسلسل پيش مىآيد ، و هو باطل كما سبق . و اما اين كه عالم قديم باشد باطل است ؛ چون فرض اين است كه عالم حادث است و برهان حدوث اين معنا را تضمين كرد . حال اگر بخواهد قديم هم باشد هم خلف فرض است و هم منجر به تناقضگويى مىشود ؛ چون حادث يعنى نبود پس بود شد . پس حالت سابقهء عدم دارد و قديم يعنى هميشه بوده و حالت سابقهء عدم ندارد و اين دو صفت در يك شىء قابل جمع نيست . نتيجه : ملزوم هم باطل است ؛ يعنى مؤثر فاعل موجب نيست و وقتى احتمال اول باطل شد خودبهخود احتمال ثانى تعين پيدا مىكند و آن اين كه خداوند فاعل مختار است و هذا هو المطلوب . اعتراضات قوله و الواسطة غير معقولة : مرحوم خواجه طوسى پس از اثبات اصل مدّعا ( فاعل مختار بودن خداوند ) به بيان شبهاتى كه از سوى مخالفان اين مطلب عنوان شده پرداخته و جواب اين اعتراضات را داده است . اعتراض اول : مدعاى شما اين است كه واجب الوجود فاعل مختار است ، ولى دليل شما همين اندازه ثابت مىكند كه مؤثر در عالم قادر مختار است و اين دليل به درد آن مدعا نمىخورد ؛ زيرا محتمل است كه مؤثر در عالم مستقيما خود واجب الوجود باشد . بنابراين ، وقتى ثابت شد كه مؤثر عالم فاعل مختار است ، پس ثابت هم مىشود كه اللّه تعالى فاعل مختار است و محتمل است كه مؤثر در عالم واسطهاى باشد ؛ يعنى خود واجب الوجود لذاته فاعل موجب باشد و بهطور جبرى و قهرى از او معلولى صادر شده باشد كه معلول قديم زمانى و حادث ذاتى باشد ( مثل عقل اول برمبناى مشائين ) و اين مخلوق اوليه فاعل مختار باشد و مؤثر در عالم همين معلول