العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
65
شرح كشف المراد ( فارسى )
راهى است . گاهى قرآن و سنت از طريق خودشناسى بر وجود خداشناسى استدلال مىكنند . سخنى از نبى مكرم اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نقل شده مبنى بر اين كه : من عرف نفسه فقد عرف ربّه . « 1 » اين كلام از معجزات نبوى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است . دانشمندان رشتههاى مختلف هريك از زاويهاى به شرح و بسط آن پرداختهاند ؛ مثلا ، علماى طب مىگويند : هركس نظام بدن و ظرافتهاى به كار گرفته شده در آن را از سيمهاى ارتباطى مغز ، سلولهاى بدن ، حركت و جريان خون ، تپش قلب و دستگاههاى مختلف جذب و دفع مواد لازم و مضر را بشناسد ، خداى را خواهد شناخت . روانشناسان مىگويند : هركس روح و صفات بىشمار روان را بشناسد ، خداى را خواهد شناخت . علماى اخلاق مىگويند : اگر كسى نفس و صفات رذيله و حسنه را بشناسد و خود را به كمالات آراسته كند ، بدون شك خدا را خواهد يافت و به خدا خواهد رسيد . فلاسفه مىگويند : كسى كه ذات و صفات و افعال خود را شناخت ، ذات و صفات و افعال خدا را خواهد شناخت و توحيد ذاتى و صفاتى و افعالى نفس دليل توحيد ذات و صفات و افعال خداست ، « النفس فى وحدتها كل القوى » . و شناخت حقيقى خويشتن هنگامى است كه بشر دريابد كه هيچ است و از خود چيزى ندارد و ربط محض و فقر صرف به ذات حق است ؛ قرآن مىفرمايد : يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ؛ « 2 » اى مردم ، شما به خدا نيازمنديد ، و خداست كه بىنياز ستوده است . گاهى سخنان معصومين اوج گرفته و دلالت دارند كه خدا را به خود او بشناسيم و همه چيز را در سايهء نور حق ببينيم ، نه اين كه از آثار به مؤثر برسيم كه شناختى ناقص خواهد بود . به قول شبسترى : زهى نادان كه او خورشيد تابان * به نور شمع جويد در بيابان در اين زمينه سخنان عرفانى از معصومين عليهم السّلام فراوان است كه ما با ذكر چند نمونه ،
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 32 . ( 2 ) . سورهء فاطر ، آيه 15 .