العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

59

شرح كشف المراد ( فارسى )

نديديم » . ( البته ما توضيح داديم ) ساير روش‌هاى خداشناسى مباحثى كه تا به حال در باب خداشناسى مطرح شد براساس شيوهء فلاسفهء الهى و متكلمين اسلامى بود . اكنون مناسب است قدرى دربارهء سه روش ديگر گفتگو كنيم : 1 . روش عرفانى ( تصفيه باطن ) عرفا مىگويند : راه رسيدن به خداوند راه دل است ؛ بايد آينه دل را جلا و صيقل داد و آن را از زنگار گناه و معاصى پاك كرد تا نور جمال معشوق و محبوب در آن بتابد و جان را احيا كند . گروهى از دانشمندان و فلاسفه از قديم الايام معتقد بودند كه يگانه راه شناخت صحيح در همهء حقايق ، همين راه تصفيه و تزكيهء دل است و از اين راه مىتوان خدا را وجدان كرد و راه استدلال كافى نيست ؛ زيرا : پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود افلاطون كه رئيس اشراقيين است مىگويد : « اثبات وجود خداوند به استدلال ميسر نيست ، به كشف و شهود است ؛ همچنان‌كه وجود خورشيد را جز به مشاهده نمىتوان مدلل كرد » . « 1 » از ديدگاه عرفانى ، انسانى كه مراتب سيروسلوك را پيموده باشد ، سراسر جهان هستى را به صورت مظاهر و جلوه‌هاى جمال حق مىبيند ؛ گويى همهء پديده‌هاى جهان آينه‌هايى هستند كه جمال احديت در آنها نمايان است . در اينجا داستانى ارزنده از استاد ارجمندم حكيم متأله جناب آقاى انصارى شيرازى تقديم مىكنم : هرگز شيرينى آن لحظات از صفحهء جانم محو نمىشود كه فصل بهارى بود و صحرا سرسبز و خرّم و خوشه‌هاى سبز گندم به گرمى و لطافت هواى بهارى يكديگر را در آغوش گرفته بودند و گاه‌گاهى نسيم ملايم بهارى آنها را به يك سوى پهن

--> ( 1 ) . سير حكمت در اروپا ، ج 1 ، ص 25 .