العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
49
شرح كشف المراد ( فارسى )
مسير زوالاند ، منتهى برخى سريعتر و برخى كندتر . در سايه كشف اين حقيقت تثبيت كردهاند كه جهان آغاز و انجامى دارد و گفتهاند كه پس از تحقق هدف از آفرينش ، اين جهان حتما فانى و نابود خواهد شد و دانشمندان عمر جهان را به حدود 5 بيليون سال تخمين زدهاند . بدون ترديد پيشرفتهاى علمى حاكى از آن است كه روزى انرژى شمس تمام مىشود و . . . جهان را پايانى است كه وقتى به آن نقطه رسيد تمام اين نظامات درهم فرو مىريزد و اگر ازلى بود نبايد پايانى داشت . اصل سوم : به عقيدهء متكلمين جهان آفرينش يعنى جميع ما سوى اللّه ، از فرشتگان و آسمانها و زمين و آنچه در آن است از موجودات همه و همه ، يا جسماند و يا از عوارض جسم . متكلمين تنها حقيقتى را كه مجرد مىدانند ذات حق است ، و گرنه روح انسان و فرشتگان را عموما مادى و تنها فرشته را جسمى نورى و لطيف مىدانند كه با چشم ظاهرى قابل ادراك نيست و در تعاريف مىگويند : « الملك جسم نورى يتشكل باشكال مختلفة سوى الكلب و الخنزير » ، در مقابل جن كه مىگويند : « جسم نارى يتشكل باشكال مختلفة سوى الكلب و الخنزير » . اما به عقيدهء فلاسفهء الهى - چه پيروان افلاطون و چه مشائين يعنى پيروان ارسطو ، و چه اشراقيين يعنى پيروان شيخ اشراق ، و چه پيروان حكمت متعاليهء صدرايى - حقيقت مجرد منحصر به ذات حق نيست ، بلكه حقايق مجردهء ديگرى هم هست كه از آنها به عقول قاهره و يا مثل نوريه و يا فرشتگان تعبير مىكنند و مىگويند : برخى از موجودات ، هم در مقام ذات و هم در مقام فعل مجردند ، مانند عقول كلّى و فرشتگان . برخى ديگر در مقام ذات مجردند ، ولى در مقام فعل نياز به ابزار مادى دارند ، مانند نفوس ناطقهء بشرى كه به عقيدهء افلاطون قديم و مجردند و به عقيدهء ارسطوييان حادث و مجردند و مىگويند : « روحانية الحدوث و البقاء » و به عقيدهء ملا صدرا نفوس ناطقه در به دو پيدايش مادى و جسمانىاند ، ولى بعدها در اثر حركت جوهرى تبديل به مجرد شده و روحانية البقاء هستند . فلاسفهء الهى با براهين متعدد ثابت مىكنند كه روح انسان مجرد است و فرشتگان نيز مجردند . در مقابل ، ماديون كه اساسا منكر موجود مجردند و در مقابل ، متكلمين تنها ذات حق را مجرد مىدانند .