العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

37

شرح كشف المراد ( فارسى )

به يكديگر از يك جهت . به عبارت ديگر ، چيزى به چيز ديگر متوقف است از همان جهتى كه آن شىء ديگر هم بر اين شىء متوقف است ؛ مثلا « الف » در اصل وجود بر « ب » وابسته و متقابلا « ب » در اصل تحقق بر « الف » متوقف باشد . قيد از يك جهت بدين‌جهت است كه اگر جهات متعدد شد توقف بلا مانع است ؛ مثلا اگر آقاى زيد در فن معقولات معلم آقاى بكر باشد و در همين فن متعلم از بكر باشد ، غير قابل قبول است ، ولى اگر زيد در معقولات معلم بكر و بكر در منقولات معلم زيد باشد ، كاملا معقول و بلكه متحقق است . دور سه نوع است : 1 . مصرح ، 2 . مضمر ، 3 . معى . دور مصرح عبارت است از توقف دو چيز بر يكديگر مستقيما و بدون واسطه ؛ مثلا در تعريف روز بگوييم : روز آن است كه خورشيد در آن طلوع مىكند ، و در تعريف خورشيد بگوييم : خورشيد آن است كه در روز طلوع مىكند . اين دور است ، يعنى شناخت روز وابسته به شناخت شمس و شناخت شمس هم بر شناخت روز متوقف است . دور مضمر يا خفى آن است كه دو چيز بر يكديگر متوقف باشند ، ولى با يك يا چند واسطه ؛ مثلا وجود زيد بر وجود بكر و وجود بكر بر وجود خالد و وجود خالد بر وجود زيد وابسته باشد . دور معى آن است كه دو چيز بر يكديگر متوقف بوده و هر دو معلول علت ثالثى باشند و با يكديگر تلازم وجودى داشته باشند : مثلا حرارت شمس بر روشنايى آن و روشنايى شمس بر حرارت و هر دو به شمس وابسته‌اند . از اقسام ثلاثهء دور ، قسم 1 و 2 باطل است و دليل بر استحالهء دور آن است كه دور مستلزم توقف يك شىء بر خودش بوده و توقف شىء بر خودش مستلزم تقدم شىء بر خودش و تقدم مستلزم تناقض است و تناقض بديهى البطلان است و مستلزم المحال محال . توضيح : فرض كنيد اگر وجود زيد بر وجود خالد وابسته باشد و وجود خالد بر وجود زيد ، در اينجا الّا و لا بد بايد وجود زيد بر وجود خالد و هرآنچه كه وجود خالد