العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
136
شرح كشف المراد ( فارسى )
و اصولا تمام فرقى كه خدا را جسم مىدانند ، براى او جهت قائلاند . كراميه مىگويند : خداوند در جهت فوق عرش است چون قرآن گفته است : الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى . « 1 » برخى از اينها مىگويند : جهت خداوند از جهت عرش تا بىنهايت است و فاصلهء عرش از خداوند هم نامتناهى است . بعضى ديگر مىگويند : ذات حق نامتناهى است ولى فاصلهء او از عرش متناهى است . البته اين ظاهر تعبيرشان است كه فاسد است . در خاتمه اين بحث ، سؤال و جوابى را عرضه مىكنيم : سؤال : اگر خداوند در جهتى نيست ، پس آياتى كه مىگويد : الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى ، وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ ، * يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ، يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ و . . . را چگونه توجيه مىكنيد كه به ظاهرش اثبات جهت مىكنند ؟ ما دو جواب مىدهيم ، يكى نقضى و ديگرى حلّى : جواب نقضى : اگر ما اينگونه آيات را داريم ، متقابلا آياتى هم داريم مبنى بر اينكه : فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ يا نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ و . . . . اينها را چه مىگوييد ؟ جواب حلّى : از طرفى ظواهر قرآنيه دلالت دارند بر اينكه خداوند در جهتى است و جسم است ، ولى از طرف ديگر برهان قطعى عقلى مىگويد : جسميت و در جهت بودن بر خداوند محال است . حال چه بايد كرد ؟ چهار صورت متصور است : 1 . هم به ظواهر نقليه و هم به برهان عقلى باهم معتقد شويم ؛ 2 . به هيچكدام از ظواهر نقلى و دليل عقلى معتقد نشويم ؛ 3 . به ظواهر نقليه عمل كرده و ادلّه عقليه را طرح كرده و دور بياندازيم ؛ 4 . به ادلّه عقليه عمل كرده و ظواهر نقليه را توجيه كنيم . احتمال اول باطل است ؛ چون معنايش اين است كه ما هم معتقد به جسميت باشيم و هم به عدم جسميت ؛ هم خدا را در جهتى بدانيم و هم ندانيم . اين اجتماع نقيضين است و هو محال .
--> ( 1 ) . سورهء طه ، آيه 5 .