العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

127

شرح كشف المراد ( فارسى )

و يا برودت بيافريند . خداوند به اين معنا هم ضد ندارد ؛ يعنى موجودى در هستى نيست كه هماورد ذات حق باشد و او را از تأثير و ايجادگرى باز دارد ؛ چون در صفت اول ثابت شد كه شريكى براى خدا نيست و در صفت دوم هم ثابت شد كه خداوند مثل ندارد . امير المؤمنين عليه السّلام سخنان جامعى در رابطه با توحيد دارند : ما وحّده من كيّفه و لا حقيقته أصاب من مثّله ( مثل ندارد ) و لا إيّاه عنى من شبّهه ( شبيه ندارد ) و لا صمده من أشار إليه و توهّمه ( قابل اشارهء حسّيه نيست ) كلّ معروف بنفسه مصنوع و كلّ قائم فى سواه معلول فاعل لا باضطراب آلة مقدّر لا بجول فكرة غنيّ لا باستفادة ( غنى بالذات است ) لا تصحبه الأوقات ( در بستر زمان نمىگنجد ، بلكه برتر از قياس ، خيال ، زمان و مكان است ) و لا ترفده الأدوات سبق الأوقات كونه و العدم وجوده و الإبتداء أزله ( قديم و ازلى است ) بتشعيره المشاعر عرف أن لا مشعر له و بمضادّته بين الأمور عرف أن لا ضدّ له ( ضد ندارد ) . . . ضادّ النّور بالظّلمة و الوضوح بالبهمة و الجمود بالبلل و الحرور بالصّرد . « 1 » پس خدايى كه ميان اشيا تضاد ايجاد كرده ، خود ضدّى ندارد و خدايى كه اشيا را مماثل آفريده ، مثلى ندارد . نكته : فرق بين دو معناى مذكور اين است كه ضدان به معناى اول ، تمانع وجودى دارند ؛ يعنى هركدام از وجود ديگرى مانع مىشود ، ولى ضدان به معناى دوم ، تمانع در تأثير دارند نه در اصل وجود . 5 . خداوند مكان ندارد پنجمين صفت سلبيه خداوند ، اين است كه واجب الوجود بودن او مقتضى است كه داراى مكان و حيّز نباشد . به عبارت ديگر جسم و جسمانى نباشد ؛ يعنى نمىتوان گفت كه خداوند در فلان‌جا واقع شده است . مثلا در آسمان‌ها يا به روى عرش تكيه

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 186 .