العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

119

شرح كشف المراد ( فارسى )

اين است كه كذب قبيح است و اين مطلب از بديهيات است عند جميع العقلاء . لذا مشهور خاص و عام است كه دروغ‌گو دشمن خداست و خداوند حكيم است ، كما سيأتى و مولاى حكيم كار قبيح انجام نمىدهد كما سيأتى ، پس خداوند مرتكب كذب نمىشود چون قبيح است . 8 . خداوند سرمدى است هشتمين و آخرين صفت از صفات ثبوتيه خداوند عبارت است از اين‌كه خداوند هم قديم و هم ازلى است ؛ يعنى سرآغازى براى ذات او نيست ، بلكه او خود سرآغاز همهء موجودات است و از بىنهايت بوده و به نقطه‌اى نمىرسيم كه بگوييم در اينجا شروع شده و هم باقى و ابدى است ؛ يعنى سرانجامى هم براى ذات او نيست ، بلكه او خود سرانجام همهء موجودات است و تا بىنهايت خواهد بود و به نقطه‌اى نخواهيم رسيد كه بگوييم تا اينجا ذات تمام مىشود و به پايان خط مىرسد . قرآن مىفرمايد : هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ . در يك جمله ، ذات حق سرمدى است ؛ يعنى از بىنهايت تا بىنهايت امتداد دارد و هميشه بوده و همواره خواهد بود ، نه عدم سابق در آنجا راه دارد كه روزى نبوده سپس پيدا شده و نه عدم لاحق مفهوم دارد كه روزى هم نابود شود . اصولا من والى كه دليل بر ابتدا و انتهاى غايت زمانى و مكانى هستند در مورد ذات حق بىمعناست و نمىتوان گفت : از كى ؟ تا به كى ؟ اين حدود براى ممكنات است و نه واجب . دربارهء دليل اين‌كه خدا سرمدى است ، بايد گفت كه در برهان امكان و وجوب به اثبات رسيد كه خداوند واجب الوجود لذاته است و تصور همين معنا كافى است براى اثبات سرمديت ؛ زيرا واجب الوجود لذاته ، يعنى حقيقت مطلقه‌اى كه وجود و هستى براى او ضرورت دارد آن هم ضرورت بالذات و از خود ذات سرچشمه مىگيرد و مىجوشد ، نه ضرورت بالغير كه هر ممكنى در سايه وجود علت تامهء آن ضرورى الوجود مىگردد . آن‌گاه معناى ضرورت وجود عبارت است از استحالة الانفكاك ؛ يعنى انفكاك وجود از آن ذات محال است ، بر خلاف ممكنات كه وجود از آنها ممكن الانفكاك است . آن‌گاه چنين حقيقتى محال است عدم بر او عارض شود و به اصطلاح