العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

108

شرح كشف المراد ( فارسى )

حسين بن محمّد نجار كه از علماى معتزله است مىگويد : اراده يك صفت سلبى است . وقتى مىگوييم خداوند مريد است ، منظور اين است كه خداوند مغلوب چيزى نيست و كسى نمىتواند او را بر انجام كارى مجبور سازد و خلاصه فاعل موجب نيست . اشكال اين نظريه اين است كه صفت ثبوتى را به سلبى برگردانده و خواهيم گفت كه اين باطل است . 3 . ابو القاسم كعبى كه از دانشمندان معتزله است مىگويد : خداوند مريد است يعنى خداوند نسبت به افعال خويش عالم و نسبت به افعال بندگان آمر است . اشكال اين نظريه در قسمت اول اين است كه اگر منظور از علم ، علم مطلق است ، مىگوييم : بنابراين صفت اراده برگشت به صفت علم مىكند و كمال على حده‌اى نيست و حال آن‌كه شما و ما درصدد اثبات كمال ديگرى هستيم و اگر منظور علم مقيد به مصلحت است كه اين همان حرف ابو الحسين بصرى است و بازگشت به آن قول دارد . در قسمت دوم ، شما لازم شىء را به جاى خود آن اخذ كرده‌ايد ؛ يعنى لازم اراده را به جاى اراده گرفته‌ايد ؛ زيرا آمريت از اراده ناشى مىشود و چون داراى اراده است امر هم مىكند نه اين‌كه اراده همان امر كردن باشد . 4 . اشاعره براساس اعتقاداتشان در باب صفات خدا مىگويند : صفت اراده صفتى زايد بر علم است و همانند ساير صفات قديم و زايد بر ذات است و ابطال اين نظريه خواهد آمد . به عقيدهء ما قول اول حق است و اراده همان علم به مصلحت است . مبحث دوم : دلايل اثبات ارادهء حق تبارك و تعالى فراوان است ؛ ولى در كتاب شريف كشف المراد به دو دليل اشاره شده و ما به همين دو دليل بسنده مىكنيم : دليل اول . پيش از اين به ثبت رسيد كه قدرت خداوند نامتناهى است و به جميع ممكنات به‌طور مساوى تعلق دارد و همه در برابر قدرت حق مساوىاند . امير مؤمنان على عليه السّلام فرموده است : و ما الجليل و اللّطيف و الثّقيل و الخفيف و القويّ و الضّعيف في خلقه إلّا سواء . « 1 »

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 185 .