العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

109

شرح كشف المراد ( فارسى )

نيز پيش از اين بيان شد كه هرآنچه مقدور بود آفريده نشده ، بلكه برخى از مقدورات آفريده شده براساس نظام احسن وجود . با اين ملاحظه جاى اين سؤال هست كه چه عاملى موجب شده كه خداوند بعضى از ممكنات را بيافريند و نه بعضى ديگر را ؟ آيا آن عامل مخصّص قدرت حق است ؟ خير ، زيرا اوّلا نسبت قدرت به همهء ممكنات على السواء است ، فلا وجه لتخصيص القدرة الايجاد بهذا البعض الموجود . ثانيا ، شأن قدرت تأثيرگذاردن و آفرينش است ، اما اين‌كه چه‌قدر ايجاد كند و چند عالم بيافريند ، مربوط به قدرت نيست . آيا عامل مخصص علم حق است ؟ خير ، زيرا حقيقت علم انكشاف معلوم در نزد عالم است و اصولا شأن علم بما هو علم تأثير و ايجاد نيست تا بحث شود كه او موجب شد يا نه ، آيا عوامل ديگر سبب شد ؟ خير ، هيچ عاملى تناسب ندارد . تنها عاملى كه صلاحيت مخصصيت را دارد همانا علم به مصلحت است ؛ يعنى چون خدا حكيم است و براساس مصلحت عالم‌آفرينى دارد و در ازل عالم بود كه ايجاد اين مقدار از ممكنات مصلحت دارد ، اين علم به مصلحت داعى شد كه بعضى را بيافريند و علم به مصلحت همان اراده است پس وجود اراده خدا ثابت شد . دليل دوم . همهء ما بالبداهة مىدانيم و مىبينيم كه همين بعضى ممكنات هم همه از اول ايجاد نشده‌اند ، بلكه هر موجودى در ظرف زمانى خاصى ايجاد مىشود . مثلا وجود مبارك خاتم الانبيا در دوره‌اى خلق و مبعوث مىشود كه بشر مراحلى را طى كرده و آمادهء برداشتن آخرين گام در راه كمال است ، نه قبل از آن و نه بعد از آن . دوباره جاى اين سؤال هست كه چه عاملى سبب تخصيص فلان موجود به فلان زمان و يا مكان مىشود ؟ آيا عامل مخصص قدرت است ؟ خير ، چون نسبت قدرت به جميع ممكنات در جميع ازمنه على السواء است ، آيا آن عامل علم است ؟ خير ، به همان بيان دليل اول پس عامل مخصص بايد علم به مصلحت باشد ؛ يعنى خداوند از ازل مىدانست كه آفرينش فلان موجود در فلان تاريخ و قطعه زمانى يا مكانى به مصلحت نظام احسن است و اين علم داعى بر ايجاد آن موجود در آن وقت شد و علم به مصلحت همان اراده است ، پس اراده حق ثابت شد .