العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
107
شرح كشف المراد ( فارسى )
2 . اثبات صفت اراده براى خداوند ؛ 3 . بيان اينكه آيا اراده حادث است يا قديم ؟ عين ذات است يا زايد بر ذات ؟ قبل از ورود در اين مباحث مقدمهاى مىآوريم و آن اينكه اراده در مورد ما انسانها عبارت است از كيفيت و حالت نفسانىاى كه پس از اشتياق به يك عمل در ما به وجود مىآيد . بيان ذلك : هنگامى كه انسان كارى را اراده مىكند ، در مرحلهء اول آن امر را تصور كرده و دربارهء نفع و ضرر و سود و زيان آن مىانديشد . در مرحلهء دوم تصديق مىكند كه اين عمل نافع است و به اين نتيجه مىرسد كه در اين عمل سودى در كار است و يا زيانبار است . در مرحله سوم اگر تصديق به نفع آمد شوق به انجام كار در انسان پيدا مىشود و در مرحله چهارم هنگامى كه اين شوق به بالاترين درجه رسيد و به اصطلاح فلاسفه شوق مؤكد شد عزم خود را جزم كرده و به دنبال آن مقصد روان مىگردد . اراده در انسان عبارت است از همين تحريك عضلات به جانب مطلوب . در مورد خداوند اين مراحل و مقدمات مفهومى ندارد چون مستلزم جهل و نقص است و ذات حق از هر عيب و نقصى منزه است پس بايد ديد مراد از ارادهء خدا چيست ؟ با حفظ اين مقدمه وارد بحث مىشويم : مبحث اول : همهء متكلمين اسلامى اتفاق نظر دارند در اينكه خداوند متعال مريد است ؛ منتهى در بيان ماهيت ارادهء خداوند اختلاف دارند و جمعا چهار تعريف براى صفت اراده ذكر شده است : 1 . ابو الحسين بصرى ، نظام جاحظ ، ابو الهذيل علاف و محمود خوارزمى كه از متكلمين بزرگ معتزله هستند مىگويند : ارادهء خداوند عبارت است از همان داعى بر فعل . آنها داعى را تفسير كردهاند به اينكه خداوند در ازل عالم بود به اينكه آفرينش عالم در فلان مرحله مصلحت دارد و همين علم به مصلحت باعث شد كه خداوند اين ممكنات را در مراحل مختلفه و هركدام را در ظرف زمانى و مكانى خود بيافريند . بنابراين ، اراده عبارت است از علم به مصلحت كه آن علم مصلحت داعى بر ايجاد گرديد .