العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
102
شرح كشف المراد ( فارسى )
سورهء ملك مىفرمايد : أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ . فلاسفه نيز مىگويند : علم به علت مستلزم علم به معلول است و موجودات با همه تغيرات معلول خدا هستند ، پس معلوم او نيز هستند . در خاتمه توجه خوانندهء عزيز را به سخنى از رئيس المتالهين جناب ملا صدرا جلب مىكنم . ايشان در مقام رفع اتهام از حكما مىفرمايند : و ما اشتهر منهم ( فلاسفه ) من القول بقدم العالم و نفى القدرة عن البارى و عدم العلم منه بالجزئيات و انكار الحشر الجسمانى كل ذلك افتراء عليهم و افك عظيم . « 1 » دليل چهارم : قوله و يمكن اجتماع الوجوب و الامكان : گروهى بر آناند كه خداوند متعال به حوادث آينده قبل از تحقق آنها عالم نيست و پس از آن عالم مىشود . توضيح : حوادث نظير افعال اختيارى ما از اطاعت و عصيان و عدل و ظلم و . . . اگر قبل از تحقق آن ، خدا عالم به آنها باشد از دو حال خارج نيست ؛ يا اين است كه چون خدا عالم است ، آن امر حادث حتما بايد موجود باشد در اين صورت لازم مىآيد علم خدا سبب جبر شود . يا اين كه آن امر موجود نخواهد شد ، پس لازم مىآيد علم خدا جهل شود و هر دو لازم باطل است ، پس ملزوم هم باطل است . جواب ما : ما اختيار مىكنيم شق اول را ؛ يعنى مىگوييم خداوند قبل از تحقق افعال اختيارى ما مىداند كه فلان عمل واقع خواهد شد و بعد هم آن حادثه ، طبق علم خدا واقع خواهد شد و در عين حال اين علم ازلى سبب جبر نمىشود و اصولا شأن علم تأثيرگذارى نيست ، به دو دليل : 1 . همانگونه كه خدا عاقبت امور را مىداند پيامبر و امام و ولىّ اللّه هم باذن اللّه در بعضى موارد مىداند كه فلان آدم به بهشت خواهد رفت و فلان آدم به جهنم ، در حالى كه احدى قائل نشده كه علم اينها موجب جبر باشد . يا مثلا معلم كلاس مىداند كه شاگردان او در پايان سال كدام مقبول و كدام مردود مىشود و در عين حال احدى نگفته كه علم معلم سبب جبر است . ( جواب نقضى )
--> ( 1 ) . الأسفار ، ج 6 ، ص 5 .