العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

82

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

ترك مىكند نيز بىمعناست . و به جاى آن بايد گفت : حكم و فعل خداوند كارها را خوب و يا بد مىكند . هرچه خداوند انجام دهد و يا به آن امر كند خوب مىگردد و هرچه را ترك و يا از آن نهى كند ، بد مىشود . اگر راست بگويد و به راستى فرمان دهد همان خوب است ، و اگر دروغ بگويد و به دروغ فرمان دهد همان خوب مىشود . در مثال ، خوبى و بدى مانند وجوب و حرمت است ، كه متفرع بر امر و نهى خداونداند . هرچه را خداوند به آن فرمان دهد واجب مىشود و با قطع نظر از فرمان شارع سخن گفتن از واجب بودن برخى كارها ناصواب است . همان‌گونه كه فرمان خداوند به انجام كارى ، آن كار را واجب مىگرداند ، آن را خوب نيز مىگرداند . ] ابو الحسين [ در مقام بيان بطلان نظر اشاعره ] مطالب سست و ظاهر البطلانى را به اشاعره نسبت داده و نادرستى عقيدهء ايشان را آشكار ساخته است ، و آنچه او بر ايشان بسته است ، حق است ، چراكه آنچه اشاعره گفته‌اند - يعنى روا بودن انجام كارهاى قبيح بر خداوند و روا بودن ترك كارهاى واجب از سوى خداوند - با قواعد اسلام سازگار نمىافتد ، من نمىدانم چگونه ايشان ميان اين دو عقيده جمع كرده‌اند . بدان‌كه « فعل » از امورى است كه تصور آن بديهى است . ابو الحسين در تعريف آن گفته است : « فعل چيزى است كه از قادر سر مىزند . » [ اين تعريف دورى و ناصواب است ، زيرا ] همو در تعريف قادر گفته است : « قادر كسى است كه ارتكاب فعل و ترك فعل هر دو براى او ممكن است . » و در نتيجه گرفتار دور شده است . [ زيرا در تعريف فعل ، قادر را آورده است و در تعريف قادر ، فعل را آورده است ، و در نتيجه شناخت فعل بر شناخت قادر و شناخت قادر بر شناخت فعل متوقف شده است . ] افزون بر آن‌كه [ تعريف او اشكال ديگرى نيز دارد ، و آن ، اين‌كه ] فعل اعم از چيزى است كه از قادر و غير قادر سر مىزند ، [ و ابو الحسين گمان كرده كه فعل تنها