العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

83

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

از قادر سر مىزند . ] حال كه اين را دانستى ، [ مىگوييم : ] فعلى كه حادث مىشود يا به امرى زايد بر حدوثش متصف نمىشود ، مانند حركتى كه از روى سهو يا هنگام خواب از انسان سر مىزند ، و يا متصف به امرى زايد بر حدوث مىشود . و اين بر دو قسم است : حسن و قبيح . حسن آن فعلى است كه به ارتكاب آن ، نكوهشى تعلّق نمىگيرد [ - فاعل آن را سرزنش نمىكنند . ] و قبيح بر خلاف آن است . [ - فعلى است كه فاعل آن را نكوهش مىكنند . ] فعل حسن [ چند حالت دارد : ] يا 1 ) به گونه‌اى است كه وصفى زايد بر حسنش ندارد - و آن مباح است كه اين‌گونه تعريف مىشود : فعلى كه بر انجام و نيز بر ترك آن ستايشى نيست ، [ - نه انجام‌دهندهء آن را ستايش مىكنند و نه ترك‌كنندهء آن را . ] - و يا به گونه‌اى است كه وصفى زايد بر حسنش دارد ، كه در اين صورت ، يا 2 ) چنان است كه انجام‌دهندهء آن سزاوار ستايش و ترك‌كنندهء آن سزاوار نكوهش است - و اين همان فعل واجب است و يا 3 ) چنان است كه انجام‌دهندهء آن سزاوار ستايش است اما به ترك آن نكوهش تعلق نمىگيرد - و اين همان فعل مستحب است - و يا 4 ) به گونه‌اى است كه ترك كردن آن ، ستوده است اما انجام دادن آن نكوهيده نيست ، و اين همان فعل مكروه است . بنابراين ، فعل حسن به احكام چهارگانه تقسيم مىشود : واجب ، مستحب ، مباح و مكروه و با ضميمهء قبيح [ كه يك قسم بيشتر نيست ] به آنها ، مجموع احكام حسن و قبيح پنج تا خواهد شد ، [ كه متناظر با احكام پنجگانهء فقهى است . ] قال : و هما عقليان ، للعلم بحسن الإحسان و قبح الظلم من غير شرع . أقول : استدل المصنف رحمه اللّه على أن الحسن و القبح أمران عقليان بوجوه . هذا أوّلها ، و تقريره : أنّا نعلم بالضرورة حسن بعض الأشياء و قبح بعضها من غير نظر إلى شرع ، فإنّ كل