العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
64
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
قال : و سؤال موسى لقومه . أقول : لما استدل على نفي الرؤية شرع في الجواب عن احتجاج الأشاعرة و قد احتجّوا بوجوه أجاب المصنف عنها : الأوّل : أنّ موسى عليه السّلام سأل الرؤية و لو كانت ممتنعة لم يصح منه السؤال . و الجواب : أن السؤال كان من موسى عليه السّلام لقومه ليبين لهم امتناع الرؤية ، لقوله تعالى : لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ ، و قوله ، أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا . متن : و درخواست موسى براى قومش بود [ و آنان او را به اين كار واداشتند . ] شرح : مؤلف پس از اقامهء دليل بر نفى رؤيت ، پاسخ دادن به استدلال اشاعره را آغاز نمود . آنان دليلهاى متعددى [ براى امكان ديده شدن خداوند ] آوردهاند ، كه مؤلف [ يكبهيك ] به آنها پاسخ مىگويد . دليل نخست [ اشاعره ] : موسى عليه السّلام از خداوند خواست كه او را ببيند ؛ [ چنانكه قرآن كريم مىفرمايد : « وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ ؛ و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت ، عرض كرد : پروردگارا ، خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم . » ( اعراف / 143 ) ] پاسخ : اين درخواست موسى براى قومش بود تا ممتنع بودن رؤيت را براى آنان روشن سازد ؛ چون خداى متعال [ از قوم موسى عليه السّلام ] حكايت مىكند كه [ به موسى عليه السّلام گفتند : « تا خدا را آشكارا نبينيم ، هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد . » ( بقره / 55 ) و در جايى ديگر [ از زبان حضرت موسى ] نقل مىكند [ كه پس از هلاكت هفتاد مردى كه براى ميعاد خداوند برگزيده بود ، گفت : ] « آيا ما را به [ سزاى ] آنچه كم خردان ما كردهاند هلاك مىكنى ؟ » ( اعراف / 155 ) [ كه نشان مىدهد درخواست رؤيت خداوند از سوى آنان بوده است . ]