العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
222
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
شرح : مردم در اينجا اختلاف نظر دارند . ابو على و ابو هاشم جبائى و پيروان آنان معتقدند : برخداوند واجب نيست آنچه را اصلح [ به حال بنده ] است ، پديد آورد . بلخى گفته است : پديد آوردن اصلح بر خداوند واجب است ، و اين عقيدهء متكلمان بغداد و گروهى از متكلمان بصره است . ابو حسين بصرى گفته است : پديد آوردن اصلح در برخى شرايط واجب و در برخى شرايط غير واجب است و اين رأى را مؤلف ( ره ) برگزيده است . تصوير محل نزاع چنين است : هرگاه خداى متعال بداند كه داشتن مقدارى مال براى [ دنياى ] زيد نافع است و زيانى به دين او وارد نمىسازد ، آيا ايجاد كردن آن مقدار مال براى او واجب است يا نه ؟ آنان كه اين امر را واجب دانستهاند ، دليل آوردهاند كه : خداى متعال داعى بر ايجاد آن دارد و بازدارندهاى از آن در كار نيست ، پس ثبوت آن واجب خواهد بود ، چون با وجود قدرت و داعى بر كارى و منتفى بودن صارف و مانع از آن ، تحقق فعل واجب خواهد بود . بيان تحقق داشتن داعى آن است كه پديد آوردن آن امر ، احسان [ به آن بنده ] است ، احسانى كه [ بنابر فرض ] هيچ جهت مفسدهاى در آن نيست . و بيان فقدان باز دارنده [ از پديد آوردن اصلح ] آن است كه [ طبق فرض ] همهء مفاسد منتفى است و پديد آوردن آن سختى و مشقتى [ بر خداوند ] ندارد . آنان كه وجوب اين امر را نفى كردهاند ، دليل آوردهاند كه : وجوب پديد آوردن اصلح به محال مىانجامد و در نتيجه خود نيز محال خواهد بود . بيان ملازمه آن است كه : [ در جايى كه داشتن يك ميليون تومان ، به حال زيد اصلح است و گفتيم بر خداوند واجب است آن را به او بدهد ] ، اگر فرض كنيم مقدار زايد برآن [ مثلا دو ميليون تومان ] نيز هيچ مفسدهاى نداشته ، برخوردارى از آن به مصلحت زيد باشد ، در صورتى كه پديد آوردن آن مقدار پول براى زيد باز هم بر خداوند واجب باشد ، پديد آمدن امرى كه هيچ نهايت و پايانى ندارد لازم خواهد