العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

22

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

شرح : در اين قسمت مؤلف مىخواهد شمول قدرت واجب تعالى و فراگيرى آن نسبت به هر مقدورى را بيان كند ، و اين مذهب اشاعره است ، و بسيارى از مردم آن را نپذيرفته‌اند . فلاسفه گفته‌اند : واجب تعالى تنها بر يك شىء قادر است ؛ چون علت واحد ، اثر متعدد ندارد ، و بطلان سخن ايشان گذشت . زرتشتيان معتقدند خير از سوى خداى متعال و شرّ از جانب شيطان است ؛ چون خداى متعال خير محض است و فاعل شرّ ، [ لزوما ] شرير مىباشد . دوگانه‌پرستان برآنند كه خير از نور و شر از ظلمت است . « 1 » نظام [ - متكلم معتزلى ، وفات 231 ه . ق ] گفته است : خداى متعال قدرت بر انجام فعل قبيح ندارد ، چون انجام كار قبيح بر نادانى يا نيازمندى فاعل دلالت دارد ؛ [ و خداى متعال از هرگونه نادانى و نيازمندى منزه است . ] بلخى معتقد است كه خداوند بر مثل مقدور بنده ، قادر نيست ؛ [ يعنى آن‌گونه از افعال كه از بندگان صادر مىشود ، مستند به خداوند نيست و قدرت خداوند به چنين افعالى تعلق نمىگيرد ] ، زيرا فعل بنده يا طاعت است و يا لغو و بيهوده ، [ در حالى كه فعل خداوند هيچ يك از اين دو نتواند بود ؛ طاعت نيست ، چون خداوند مولاى همگان است و خود مولايى ندارد كه او را اطاعت كند ، و لغو و بيهوده

--> - خواه مثل فعل بنده يا عين فعل بنده باشد ، و خواه نباشد . اشاعره همچون اماميه عموميت قدرت خداوند و توحيد در خالقيت را مىپذيرند با اين تفاوت كه اماميه آن را به گونه‌اى تبيين مىكند كه با عدل سازگار افتد ، بر خلاف اشاعره كه چندان تحفظى بر صفت عدل ندارند . ( 1 ) - مجوس و ثنويه در اين امر مشترك‌اند كه خداوند خير محض و نور است و از اين‌رو ، فاعل شرور نيست . اما در اينكه فاعل شرور چيست اختلاف دارند . مجوس معتقدند فاعل شرور ، شيطان است كه خودش حادث و مخلوق خداوند است و ثنويه معتقدند شرور به يك مبدأ قديم ، مانند ظلمت ، مستند است . اما ظاهر كلام محقق طوسى در نقد المحصل ( ص 190 ) آن است كه عقيدهء مجوس و ثنويه در اين‌باره يكى است و آن اينكه خير از يزدان و شرّ از اهرمن است ، و مقصودشان از يزدان ، ملك و از اهرمن ، شيطان مىباشد . آنچه در اينجا شارح به ثنويه نسبت داد در واقع عقيدهء مانويه است .