العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
212
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
متن : كسى كه به قتل مىرسد اگر به قتل نمىرسيد [ ممكن بود زنده بماند و ممكن بود بميرد ، يعنى ] هر دو امر در مورد او جايز است [ كه به وقوع بپيوندد . ] شرح : مردم دربارهء كسى كه به قتل مىرسد اختلاف كردهاند كه اگر او به قتل نمىرسيد آيا زنده مىماند يا نه ؟ مجبره گفتهاند : او قطعا مىمرد ، و اين قول ابى هذيل علاف است برخى از متكلمين بغداد گفتهاند : او قطعا به حيات خود ادامه مىداد . اكثر محققان برآناند كه چنين كسى ممكن است زنده بماند و ممكن است بميرد . اين محققان سپس در مسألهاى ديگر اختلاف نظر دارند . برخى گفتهاند كسى كه خداوند مىداند كه در صورت به قتل نرسيدن زنده مىماند ، داراى دو اجل است . اما جبّائيان و پيروان آن دو و ابو حسين بصرى گفتهاند : اجل چنين كسى همان وقتى است كه در آن كشته شده است و براى او اجل ديگرى ، در صورت كشته نشدن ، نيست . زيرا زمانى كه او در صورت به قتل نرسيدن تا آن زمان زندگى مىكرد ، اكنون [ كه او به قتل رسيده ] اجل حقيقى او به شمار نمىرود ، بلكه اجل تقديرى اوست . آنان كه گفتهاند « در صورت عدم قتل ، آن شخص قطعا مىميرد » احتجاج كردهاند كه اگر نميرد تخلف از علم خداوند لازم مىآيد و اين محال است . آنان كه گفتهاند « در صورت عدم قتل آن شخص قطعا زنده مىماند » احتجاج كردهاند كه اگر او بميرد كسى كه گوسفند ديگرى را ذبح مىكند در واقع به او احسان كرده است و نبايد [ در آنجا كه يك نفر ، ديگرى را به قتل مىرساند ] قصاص واجب باشد ، چون قاتل زندگانى او را تباه نساخته است ، [ زيرا بنابراين قول ، آن شخص در هر حال در آن زمان مىميرد ، چه به قتل برسد و چه به قتل نرسد . ] پاسخ احتجاج نخست آن است كه ، چنانكه گذشت ، علم در معلوم مؤثر