العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

213

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

نيست ، [ بدين معنا كه وقايع خارجى هريك براساس اسباب خاص خود تحقق مىيابد و علم خداوند تابع اين نظام است ، نه متبوع . به ديگر سخن : خداوند آنچه را واقع مىشود ، مىداند ؛ نه آنكه آنچه را خداوند مىداند ، واقع مىشود . ] پاسخ احتجاج دوم آن است كه : ملازمهء ياد شده نزد ما پذيرفته نيست . زيرا اگر گوسفند بميرد مالك او مستحق عوضى زايد ، بر خداى متعال خواهد بود ، چون مرگ گوسفند زيانى به او مىرساند كه عوض آن بر عهدهء خداوند است و اين عوض به مراتب افزون از آن گوسفند مىباشد ، و از اين رو ، وقتى شخص ، آن گوسفند را ذبح مىكند باعث مىشود كه صاحب گوسفند آن عوض‌هاى زايد را از دست بدهد و قصاص كردن قاتل نيز به خاطر مخالفت كردن با حكم شارع است ، چون كشتن آن شخص بر او حرام مىباشد ، هرچند بداند كه او مىميرد ، و از اين‌رو اگر مخبر صادق خبر دهد كه زيد [ امروز ] خواهد مرد ، كسى حق كشتن او را [ حتى در آن روز ] نخواهد داشت . قال : و يجوز أن يكون الأجل لطفا للغير لا للمكلّف . أقول : لا استبعاد في أن يكون أجل الإنسان لطفا لغيره من المكلّفين و لا يمكن أن يكون لطفا للمكلّف نفسه لأنّ الأجل يطلق على عمره و حياته ، و يطلق على أجل موته . أمّا الأوّل : فليس بلطف لأنّه تمكين له من التكليف و اللطف زائد على التمكين . و أمّا الثاني : فهو قطع التكليف ، فلا يصح أن يكلّف بعده فيكون لطفا له فيما يكلّفه من بعد ، و اللطف لا يصح أن يكون لطفا فيما مضى . متن : اجل انسان مىتواند لطفى براى غير او باشد ، نه براى خود مكلّف . شرح : هيچ بعدى در آن نيست كه اجل انسان لطف براى ساير مكلفين باشد ، و امكان ندارد لطف براى خود مكلّف باشد ، زيرا اجل گاهى بر عمر و زندگانى شخص