العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

170

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

المستحق للمكلف ، و لهذا لو بعث الإنسان غيره على فعل القبيح ففعله لم يسقط حق الباعث من الذم ، كما أنّ لإبليس ذمّ أهل النار و إن كان هو الباعث على المعاصي . متن : كيفر كردن مكلّف [ گناه كار ] در صورت بازداشتن لطف از او ، بر خداوند قبيح است ، اما نكوهش كردن او قبيح نيست . شرح : هرگاه تكليف‌كننده لطف خود را از تكليف شونده باز دارد ، كيفر كردن او براى تكليف‌كننده قبيح مىباشد ، زيرا چنين كارى را به منزلهء امر به گناه و وادارنده به گناه است ، چنان‌كه خداى متعال مىفرمايد : « اگر ما آنان را پيش از آن [ كه قرآن نازل شود ] با عذابى هلاك مىكرديم ، [ در قيامت ] مىگفتند : پروردگارا چرا پيامبرى نفرستادى . « 1 » در اين آيه خداوند بيان مىدارد كه كافران ، در صورتى كه لطف در برانگيختن پيامبر از ايشان بازداشته شود ، حق دارند كه اين سؤال را [ كه در آيه به آن اشاره شده ] مطرح كنند و از طرفى ، آنان تنها در صورتى حق مطرح كردن چنين سؤالى را خواهد داشت كه هلاك ساختن ايشان بدون برانگيختن پيامبرى در ميانشان ، قبيح باشد . [ هر چند عذاب كردن مكلّف در چنين فرضى قبيح است ، ] اما نكوهش كردن او قبيح نمىباشد ، زيرا نكوهش حقى است كه مرتكب فعل قبيح سزاوار آن مىباشد ، و اختصاص به مكلّف ندارد ، بر خلاف كيفر و عقاب كه تنها مكلّف [ در صورت نافرمانى ] مستحق و سزاوار آن مىگردد . از اين رو ، اگر انسان شخصى را بر انجام كارى زشت برانگيزد و او نيز آن كار را انجام دهد ، براى تحريك كنندهء بر فعل قبيح همچنان حقّ نكوهش كردن كسى كه مرتكب قبيح شده ، باقى است ، همان‌گونه كه ابليس حق دارد اهل آتش را نكوهش نمايد ، هرچند خود او آنان را به ارتكاب گناه برانگيخته است .

--> ( 1 ) - طه / 134 .