العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

169

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

است ، و آن نام بردن از برخى اشخاص به عنوان اهل بهشت و برخى به عنوان اهل دوزخ است . و اين امر موجب جرأت يافتن اولى بر گناه و مأيوس شدن دومى از سعادت و نجات مىشود ، و هر دو شخص به گناه نزديك و از طاعت دور مىشوند . ] پاسخ : اخبار به اين‌كه فلان شخص اهل بهشت است ، هميشه و همه‌جا محرّك به گناه نيست ، زيرا ممكن است همراه با آن الطافى باشد كه با بودن آن‌ها اقدام به گناه ممتنع مىگردد و اگر در اين فرض ، تحريك به گناه در كار نباشد ، اين سخن اشكال‌كننده كه « اخبار ياد شده مطلقا زيانبار و مفسده‌انگيز است » باطل خواهد بود . و اما اخبار به اين‌كه فلان شخص اهل آتش مىباشد نيز مفسده‌انگيز نيست ، زيرا اين اخبار اگر براى شخص جاهل باشد ، مانند ابى لهب ، مفسده در حق او منتفى است ، [ يعنى اين اخبار براى او مفسده‌انگيز نيست ] ، زيرا او علم به صحت و درستى اخبار خداوند ندارد [ و اساسا گفتهء پيامبر را وحى خدا نمىداند . ] و از اين رو ، اين اخبار او را به اصرار بر كفر فرانمىخواند . و اگر اين اخبار براى كسى باشد كه علم و معرفت دارد ، مانند ابليس ، [ كه خدا و صحت گفتار او را به خوبى مىشناسد ] ، در اين صورت اخبار خداى متعال به سرانجام كار او ، وى را به اصرار بر كفر برنمىانگيزد ، زيرا او مىداند كه اصرار بر كفر موجب فزونى كيفر او مىگردد . پس اين اخبار محرّك و مشوّق بر گناه نخواهد بود . قال : و يقبح منه تعالى التعذيب مع منعه دون الذمّ . أقول : المكلّف إذا منع المكلّف من اللطف قبح منه عقابه ، لأنّه بمنزلة الأمر بالمعصية و الملجئ إليها ، كما قال اللّه تعالى : وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا ، فأخبر أنّهم - لو منعهم اللطف في بعثه الرسول - لكان لهم أن يسألوا بهذا السؤال ، و لا يكون لهم هذا السؤال إلّا مع قبح إهلاكهم من دون البعثة ، و لا يقبح ذمّه ، لأن الذم حق مستحق على القبيح غير مختص بالمكلّف ، بخلاف العقاب