العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
168
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
امتناع ترجيح ملطوف فيه به خاطر آن است كه امر قوىترى با آن معارضه كرده است كه همان انتخاب بد مكلف مىباشد ، و اين انتخاب بد موجب گشته است كه لطف در حق او مرجوح شود . [ مقصود آن است كه لطف به خودى خود موجب رجحان يافتن وقوع ملطوف فيه مىگردد ، اما چون مكلف راه خلاف را انتخاب كرده است ، اين انتخاب او با لطف تعارض كرده نمىگذارد مقتضاى لطف ، كه وقوع ملطوف فيه است ، واقع شود . بلكه به عكس ، عدم وقوع ملطوف فيه راجح مىگردد و وقوع آن ، مرجوح مىشود . ] عبارت مؤلف را مىتوان پاسخ شبههء ديگرى دانست ، بدين تقرير : اگر لطف واجب باشد هرگز از هيچ مكلفى گناهى سر نمىزد ، چون خداى متعال بر همهچيز قدرت دارد . و چون او قادر است در حق هر مكلفى نسبت به هر فعلى لطف لازم را انجام دهد ، پس هيچ گناهى [ از هيچ مكلفى ] سر نخواهد زد ؛ چون خداى متعال واجبى را ترك نمىگويد . لكن [ ما مشاهده مىكنيم كه ] كفر و گناهان [ در جهان ] موجود است . [ در اين صورت ] تقرير پاسخ آن است كه مىگوييم : در صورتى صحيح است گفته شود : « بر خداوند واجب است در حق مكلف لطف كند » كه زمينهء وجود لطفى در حق او باشد . و هيچ بعيد نيست كه در مورد برخى از مكلفان زمينهء هيچ لطفى ، جز علم به تكليفكننده و علم به پاداش در صورت فرمانبردارى و علم به كيفر در صورت نافرمانى ، وجود نداشته باشد . و كافر از اين مقدار لطف بهرهمند است . شبههء سوم : خبر دادن به اينكه مكلف [ خاصى مانند زيد ] اهل بهشت ، و يا اهل دوزخ مىباشد ، فسادانگيز [ و زيانبار ] است ، زيرا مكلف را به گناهان [ بيشتر ] سوق مىدهد ، حال آنكه خداوند چنين كرده است . و اين با لطف منافات دارد . [ زيرا به جاى آنكه شخص را از گناه دور كند ، به آن نزديكش مىسازد . حاصل سخن آن است كه لطف واجب نيست ، زيرا خداوند كارى كه در برابر لطف است انجام داده