العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

164

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

الثالث : أن يكون من فعل غيرهما فهذا ما يشترط في التكليف بالملطوف فيه العلم بأن ذلك الغير يفعل اللطف . متن : پس اگر لطف فعل خداى متعال باشد ، بر او واجب است كه آن را انجام دهد ؛ [ و گرنه نقض غرض مىشود . ] و اگر از فعل مكلف باشد [ بر خداوند ] واجب است كه او را آگاه سازد و انجام آن كار [ - مصداق لطف ] را بر وى واجب سازد . و اگر فعل ديگرى باشد تكليف مشروط به آگاهى از انجام مصداق لطف مىباشد . شرح : مؤلف پس از آن‌كه وجوب و ضرورت لطف را بيان كرد ، به ذكر اقسام سه‌گانهء آن مبادرت ورزيد : نخست : لطفى كه فعل خداى متعال است . انجام چنين لطفى ، به همان دليل كه گذشت ، بر خداوند واجب است . [ انذار و تبشير از جمله مصاديق اين نوع از لطف است . ] دوم : لطفى كه كار مكلف مىباشد . در اين مورد بر خداوند واجب است كه آن كار را به مكلف بشناساند و او را از آن آگاه كرده ، انجام دادن آن را بر وى واجب سازد . [ از نمونه‌هاى اين قسم ، تأمل و انديشيدن دربارهء پيام پيامبران و دقت دربارهء دلايل ايشان است ، كه خداوند بدان فراخوانده است . ] سوم : لطفى كه فعل كسى غير از خداوند و شخص مكلّف است . در چنين موردى تكليفى كه لطف مربوط به آن است ، مشروط مىباشد به آن‌كه شارع بداند كه آن غير ، مصداق لطف را انجام مىدهد [ از نمونه‌هاى اين قسم ، امر به معروف و نهى از منكر است . ] قال : و وجوه القبح منتفية و الكافر لا يخلو من لطف و الإخبار بالسعادة و الشقاوة ليس مفسدة .