السيد ابن طاووس ( مترجم : جباران )
75
فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى )
خود مبعوث مىشود » . « 1 » در مجلد سوم تاريخ نيشابور « 2 » در شرح زندگى عبد الرّحمن بن سهل ديدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده است كه فرمود : « بهترين پارچههاى شما پارچه سفيد است پس نيكان شما سفيد بپوشند و مردگان خود را در سفيد كفن كنيد كه سفيد بهترين رنگ پارچههاى شماست » . « 3 » بنابراين ، اين مطلب از طريق فريقين روايت شده است . شيخ صدوق در كتاب مدينة العلم « 4 » از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه كفن اموات خود را نيكو قرار دهيد كه كفن زينت ميّت است . « 5 » صاحب كتاب سير الائمة روايت مىكند كه امام صادق عليه السّلام فرمود : « پدرم هنگام مرگ به من وصيّت كرد كه او را در پارچههاى مخصوصى كفن كنم ، زيرا مردگان به كفن خويش مباهات مىكنند . « 6 » اگر كفن هيچ ويژگى جز اين نداشت كه لباس انسان در هنگام شرفيابى به محضر مولاى اوست - مولايى كه سلامت دنيا و سعادت آخرت را از او اميد دارد - كافى بود كه انسان در انتخاب كفن دقّت كند ؛ زيرا هربندهاى براى حضور در خدمت مولا
--> ( 1 ) . تنوّقوا فى الاكفان ، فانّهم يبعثون بها ( بحار الانوار ، ج 81 ، ص 329 ، ب 9 ، ح 28 ) ( 2 ) . تاريخ نيشابور تأليف ابو عبد اللّه حاكم نيشابورى از علماى اهل سنت ، متوفى سال 405 ه ق است . اين كتاب عهدهدار تبيين تاريخ اين منطقه از اوايل دورهء اسلامى تا زمان مؤلف بوده و شرح زندگى علما و شخصيتهاى مهمّ منطقه را بيان نموده است ، ولى اصل كتاب در گذر ايام از بين رفته و تنها فقراتى از آن در مضامين كتب تاريخ باقى مانده است . ( 3 ) . خير ثيابكم البيض فليلبسها اخياركم و كفّنوا فيها موتاكم فانّها من خير ثيابكم . بحار الانوار ادامه حديث سابق ( 4 ) . كتاب مدينة العلم تأليف شيخ صدوق رحمه اللّه از جوامع حديثى شيعه مىباشد . اهميت اين كتاب به حدّى است كه آن را در رديف كتب اربعه و پنجمين آنها به شمار آوردهاند ، ولى با كمال تأسف اين كتاب شريف از زمان پدر شيخ بهايى ، شيخ حسين بن عبد الصمد حارثى ، مفقود شده و نشانى از آن به دست نيامده است . مرحوم مجلسى براى به دست آوردن اين كتاب اموالى فراوان هزينه كرد ، ولى موفّق به يافتن آن نشد . ( الذريعة ، ج 20 ، ص 2 - 251 ) ( 5 ) . اجيدوا اكفان موتاكم فانّها زينتهم ( بحار الانوار ، ج 81 ، ص 312 ، ب 9 ، ح 4 ) ( 6 ) . قال : انّ ابى اوصانى عند الموت فقال : يا جعفر كفّنّى فى ثوب كذا و كذا و ثوب كذا و كذا فانّ الموتى يتباهون باكفانهم .