السيد ابن طاووس ( مترجم : جباران )

76

فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى )

لباسى زيبا مىپوشد ، پس شايسته است كه انسان خود را براى مولايش زينت دهد ، مولايى كه اميد دارد او را از همهء مهالك نجات دهد . پس كفن نزد كسانى كه معنى آن را فهميده و با روى آوردن به عظمت الهى خوشبخت گشته و به رضاى او دست يافته‌اند ، عزيزترين ، شيرين‌ترين و برترين لباسهاست . من خود در دو برد پنبه‌اى سفيد احرام بستم و با آنها در عرفات وقوف كردم ، عرفه روز جمعه بود و از جود آن مالك رئوف فرصتى دست داد كه پس از نماز ظهر و عصر تا بعد از غروب خورشيد به مناجات بايستم . وقتى حج را به پايان بردم ، آنها را بر خانهء كعبه و اركان و حجر الاسود پهن كردم و اين كار را به عنوان راهى به رحمت پروردگار انجام دادم . وقتى وارد مدينه شدم ، آنها را از پشت و رو بر اطاق مبارك پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله قرار دادم و اين كار را به عنوان وسيله و راهى به شفاعت آن جدّ بزرگوار انجام دادم . آن‌گاه به بقيع رفتم و براى سلامت از گرفتاريهاى روز قيامت آنها را بر روى قبور ائمه بقيع قرار دادم و متبرك كردم ؛ پس از آن وقتى به بارگاه امير الحسن عليه السّلام رسيدم ، براى آنكه به نهايت مطلوب خود از آن پدر بزرگوار نايل شوم ، پشت و روى آنها را به ضريح آن حضرت ماليدم . پس از آن آنها را به بارگاه امام حسين عليه السّلام بردم و براى رسيدن به آرزوهايم آنها را به ضريح آن حضرت ماليدم . آن‌گاه همان كار را بر روى ضريح امام كاظم ، امام جواد ، امام هادى ، امام حسن عسكرى و محل غيبت امام عصر عليهم السّلام انجام دادم و همهء اين كارها را براى رسيدن به شفاعت آنها و رضاى خدا انجام دادم . آنگاه آنها را بريدم و آماده كردم و اكنون نزد من هستند و برترين جايگاه را در قلبم دارا هستند و اميدوارم با آنها در خدمت مولاى بردبار ، مهربان و نيكوكارم حاضر شوم و با همانها به بهشت وارد شوم ، تا خداى عزّ و جلّ ، به مقتضاى جود و رحمتش ، بر اين بنده خلعت محبّت و قرب و قبول بپوشاند و خود با هرچه مىپسندد و مصلحت مىداند ،