السيد ابن طاووس ( مترجم : جباران )

128

فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى )

محبّت به خدا قرآن مجيد در مقام مدح گروهى كه خدا را مىشناسند ، فرموده است : يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ « 1 » و در توصيف اهل نجات فرموده است : وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ . « 2 » گروهى معتقدند دوست داشتن خدا معنى ندارد و در هرجا مانند آيات فوق حبّ به خدا مطرح شده ، حبّ به معنى اطاعت به كار رفته است . اين سخن نادرست است ، اگرچه در حديث يا روايتى هم وارد شده باشد ؛ زيرا ممكن است گويندهء حديث اين سخن را به سبب تقيّه يا ضعف شنونده از درك اسرار الهى فرموده باشد . دليل ما بر امكان محبّت خدا اين است كه اگر كسى خدا را بشناسد ، قبل از طاعت ، محبّت او را در دل مىگيرد ، چون مىداند كه او نعمت‌دهنده است ؛ پس دوستش مىدارد . پس از اين مرحله درمىيابد كه او شايستهء عبادت است و عبادتش مىكند . در غير اين صورت ، اين روايت را كه مىگويد : « محبّت كسى كه به انسان نيكى كند ، با گل آدمى سرشته شده است » « 3 » نمىتوان معنى كرد . آيا مىتوان گفت محبّت بندگانى كه به انسان نيكى مىكنند ، فطرى است ؛ ولى قلب از درك محبّت خدا با تمام نيكى و احسانش عاجز است ؟ اين سخنى است كه هيچ عقل سليمى آن را نمىپذيرد . دليل ديگر بر ردّ اين نظر اين است كه محبّت از شئون قلب است ، در حالى كه طاعت را گاهى فقط قلب انجام مىدهد و گاهى اعضاى ظاهرى آن را ادا مىكنند صورت مىپذيرد و اگر بگوييم اطاعت همان محبّت است ، بايد وجود قسم دوم طاعات را انكار كنيم و اين مساوق با انكار بديهيات است يا بايد بگوييم عملى كه با جوارح ظاهرى انجام مىشود ، همان عمل قلبى است و اين هم محال است .

--> ( 1 ) . آنها خدا را دوست دارند و خداوند نيز ايشان را دوست دارد ( سورهء مائده ، آيهء 54 ) . ( 2 ) . مؤمنان شديدترين محبت را به خدا مىورزند ( سورهء بقره آيهء 165 ) ( 3 ) . جبلّت القلوب على حبّ من احسن اليها . ( كافى ، ج 4 ، ص 381 ، ب 2 ، ح 5826 و ص 419 ، ب 2 ، ح 5917 )